41غسل؛ يعنى آيه درصدد بيان مقدار واجب از شستن دست است؛ زيرا لفظ «يَد» بر مواضعى مانند انگشتان اطلاق مى شود كه مراد «يَد» است.
اين ادعا در برخى تفاسير نيز تأييد شده است:
«كلمۀ «إلى» در آيۀ فوق، تنها براى بيان حد شستن است نه كيفيت شستن كه بعضى توهم كرده اند و چنين پنداشته ا ند كه آيه مى گويد: بايد دست ها را از سر انگشتان به طرف آرنج بشويد!» 1
ب) «إِلَى الْمِرْفَقِ» قيد براى موضوع «أَيْدِيَكُمْ»
با توجه به آنچه گذشت، اين پرسش مطرح است كه آيا قيد «إِلَى الْمِرْفَقِ» قيد براى حكم «فَاغْسِلُوا» است يا براى موضوع «أَيْدِيَكُمْ»، پاسخ اين پرسش توسط مرحوم علامۀ طباطبايى اين گونه بيان شده است:
«فَاغْسِلُوا قيد كلمۀ «ايدى» است و در اين صورت، دست ها بايد تا مرفق شسته شود نه اينكه شستن تا مرفق باشد، و دست ها تا مرفق را دو جور مى توان شست؛ يكى از مرفق به پايين و ديگرى از انگشتان به بالا.»
علاوه بر اينكه هر انسان كه بخواهد دست خود را بشويد - چه در حال وضو و چه در غير حال وضو - بطور طبيعى مى شويد و شستن طبيعى همين است كه از بالا به پايين بشويد و از پايين به بالا شستن هرچند ممكن است ليكن طبيعى و معمول نيست.
افزون بر اينكه بنا به گفتۀ صاحب مجمع البيان، امت اجماع دارد بر اينكه: وضوى كسى كه از بالا به پايين مى شويد صحيح است 2و اين نيست مگر به خاطر اينكه جملۀ مورد بحث با آن سازگار است و اين هم نيست مگر به خاطر اينكه جملۀ «إِلَى الْمَرافِقِ» قيد براى موضوع؛ يعنى «أَيْدِيَكُمْ» است نه براى حكم؛ يعنى جملۀ «فَاغْسِلُوا» 3
2. روش وضوى خليفه سوم
دومين دليل عامّه بر وجوب شستن دست ها «تا آرنج» فعلى است كه عثمان بن عفان در وضو انجام داد و آن را به پيامبر(ص) منتسب كرد و از آنجا علماى عامّه اين گونه وضو ساختن را سنت و روش پيامبر دانسته ا ند.
بخارى و مسلم با سند خود از حمران نقل مى كنند:
««عثمان بن عفان آبى خواست تا وضو بسازد، آنگاه دست راستش را تا آرنج سه بار