238نيست بلكه در حقيقت از سنخ «جدال احسن است» كه قرآن آن را پيشنهاد نموده و بر آن تأكيد كرده است، نه مجادله اصطلاحى كه از صناعات پنجگانه است. بىگمان جدال احسن كه قرآن آن را اعلام داشته به نوبه خود قواعد و ضوابط خاصى را در پى دارد و مىتواند روش نيكوترين مجادله و تبليغ را كه همان شيوۀ «مناظره اسلامى» است به انسان بياموزد و بىگمان اگر فن مناظره و جدال احسن را هنر مستقلى خارج از صناعات خمس بدانيم از جادۀ مستقيم منحرف نشدهايم؛ چرا كه در فن مجادلۀ منطقى، «جدال احسن» وجود ندارد و از اقسام آن به شمار نرفته است.
گذشته از اينكه از تعريف مناظره بر مىآيد كه صنعت مستقلى است. از صناعات پنجگانۀ علم منطق نمىباشد. همان گونه در دائرة المعارف بستانى مىگويد: «مناظره، علمى است كه چگونگى آداب هر طريقى را براى اثبات و از آن مباحثه و در اصطلاح اهل علم بر نظريه پردازى دو طرف در دو موضوع متخالف براى اثبات مدعاى درست نيز گفته شده است و هو اخصّ من القياس.» 1طبق اين تعريفها، مناظره نه از مقولۀ قياس است نه از فنون مجادله و مغالطه ونه از سنخ فن خطابه، بلكه فنى است مستقل و مجزّا.
ضرورت مناظره و فوايد آن
در اين قسمت به ضرورت مجادلۀ احسن و مناظره و گفتوگوهاى سازنده مىپردازيم:
يكم؛ انسانها، به ويژه مبلغان دينى، در باب آراء و عقايد مذهبى و مسائل سياسى، اجتماعى، فرهنگى و ساير مسائل روزمره، با انديشههاى ديگران يا دگرانديشان در مباحث مختلف درگيرند و هر كسى در اين عرصهها براى اثبات عقايد خويش و تبليغ آن در جامعه دلايل و برداشتهايى دارد و مايل است ديگران را با خود هم عقيده و همراه سازد، طبعاً در مقام بحث و گفتوگو كار آنها گاهى از مناظرۀ معقول گذشته و به جدل كشيده مىشود و به اصطلاح دو طرز تفكر و يا دو نحله كلامى يا سياسى در برابر هر «وضعى» موضع مىگيرند؛ گروهى در صدد اثبات آن «وضع» ، 2جمعى در مقام ابطال آن بر مىآيند، به همين جهت، جدال و مناظره كلامى در مسائل سياسى، اجتماعى و اعتقادى پديد مىآيد و هر گروهى در جستوجوى دلايل مقبول بر اثبات مطلوب خويش و اسكات و يا اقناع خصم يا طرفدارانشان و يا مستمعان و مخاطبان بىطرف مىباشند.
اگر كسى در فن گفتوگو و مناظره وارد نباشد، نمىتواند در مقابل رقيبان مقاومت نمايد و از آن جايى كه مبلغان دينى وظيفه دارند مردم را در اين گونه حوادث و توفانهاى اعتقادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى در حد ممكن يارى رسانيده و هدايت كرده و نگذارند جمهور مردم تحت