233طرف به حكميت مىپردازد بيان شود.» 1
راغب اصفهانى نيز در تعريف مناظره مىگويد:
«مناظره عبارت است از گفتگو و نكتهبينى دو جانبه و رو در رو، در آنچه انسان بدان معتقد است و اين همان بحث و كاوش است كه اعم از قياس مىباشد؛ چون هر قياسى نظر و كاوش است، اما هر نظرى قياس نيست. (مفردات راغب، مادۀ «نظر»)
چند نكتۀ ضرورى
1. چند واژه است كه با لغت مناظره و مجادله شباهت زيادى داشته و در عين حال با همۀ آنها مرادف به حساب نمىآيند؛ مانند مباحثه، مجادله، محاوره، مشاجره، محاجه و احتجاج، گفتمان و محاظره و حوار، گفتوگو، مراء، مكابره، منازعه و مناقشه. اين مفاهيم بعضى با فن مناظره مشتركاتى دارند و برخى مىتوانند مرادف باشند؛ مانند مباحثه، محاوره، محاضره و حوار؛ اما ساير مفاهيم با مجادله و مغالطه همساناند؛ البته بعضىها مناظرۀ لغوى را هم سنگ مجادله گرفتهاند و به اين معنا براى مناظره انواعى نقل كردهاند كه بسيار سست و بىپايه است مثل مناظرۀ جدلى، مغالطى، خطابى، شعرى و مناظرۀ برهانى در صورتى كه برهان يك نوع استدلالى است كه از مقدمات يقينى تشكيل مىشود و انسان را به نتايج قطعى مىرساند.
به قول رهبر خرد، برهان از حجت و دليلى كه اعتقاد جازم و مطابق با واقع را مىرساند تشكيل شده و مبادى برهان منحصر است در يقينيات. بنابراين، قياسات برهانى الزاماً دو طرف لازم ندارد در حالى كه در مناظره داشتن دو طرف الزامى است؛ وانگهى مناظرۀ جدلى و مغالطى همان جدل و مغالطه است و مناظرۀ خطابى و شعرى نمىتواند از اقسام مناظره به مفهوم اصطلاحى آن باشد. البته مناظرۀ اصطلاحى مىتواند به مناظرۀ برهانى، علمى، منطقى، فلسفى، كلامى، سياسى، اقتصادى، دينى و اجتماعى به مناسبتهاى موضوع تقسيم شود؛ چرا كه هدف از مناظره نيز دستيابى به واقعيت و احقاق حق و ابطال باطل براساس محبت و انصاف و دليل و برهان است و به قول بوعلى سينا به جز برهان، صناعات و قياسات ديگر نمىتواند يقين ما را اشباع نمايد. 2از جانب ديگر علماى علم منطق اصول گفتگو را به هشت قسم تقسيم كردهاند:
1. تعليم و تعلم 2. مجارات (گفتگوى استاد و شاگرد) 3. مناظره 4. معانده 5. اختبار و تبادل اطلاعات 6. مجادله و گفتار ستيزى 7. خطابه و سخنورى 8. شعر و شاعرى. 3
در اين تقسيم، مناظره را از مجادله جدا ساختهاند؛ معانده نيز همان مغالطۀ اصطلاحى است.