151نخلستان خارج باب شامى ميان حديقهاى [كه] آن چاه در آن است و قلعۀ مدينۀ منوّره واسطۀ راه است و بس. حضرت - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - از آن چاه آب خوردهاند وضو ساختهاند و بقيه آب وضو را و آب دهن شريف در آن چاه انداختهاند؛ و هر مريض كه به آب آن غسل كند شفا يابد.
«بصّه» ؛ بضم با و تشديد صاد مهمله و بعضى به تخفيف نيز گفتهاند. آن چاه است كه در ميان نخلستان شرقى بقيع در راهى كه از بقيع به جانب عوالى و قبا روند و يسار ما به سوى بطحان. در آنجا دو چاه است؛ كبير و صغير. بعضى كبير را بصه گفتهاند و بعضى صغير را. اصحّ آن است كه چند زينه دارد. رسول - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - موى سر مبارك به آن آب چاه شستهاند و آب غساله را در آن چاه انداخته و چند موى شريف از آن تارك مبارك در آن افتاده است.
غُساله به ضم غين معجمه و فتح سين مهمله آب بقيه وضو را گويند.
والشمس نشان آفتاب رويت
«بئر برحاء» ؛ به فتح باء و كسر حاء و فتح راء و المد فيهما و بفتحها و القصر. موضع [فى] المدينة على ما قال فى النهاية. آن چاهى است قريب به قلعۀ مدينه، نزديك به بئر بضاعه. شامى قلعه و شرقى بضاعه است. مىروم
«بئر عهن» ؛ بكسر عين مهمله و سكونِ هاء. آن چاهى است در نخلستان عوالى كه جنوبى مدينه است. آب دهان شريف در آن چاه انداختهاند و دعا در حقّ آن كرده و آب آن را كشيده تا زير كوه بردهاند.
اما بيان چاه هايى كه در نظم مذكور نيست و به اسم مشهور است و ميان مؤخرين اختلاف در جهت آن است:
بئر اعواف: در خلاصة الوفا 1گفته است كه گمان من آن است بئر اعواف در عوالى است؛ در موضعى كه آن را عتبى گويند، در پهلوى خناقه و آن چاه، از جمله صدقات نبى است - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم -.
بئر انا: به ضمّ همزه و تخفيف نون، همچون منا. بعضى به فتح و تشديد نون گفتهاند همچون حتى. آن در جانب مسجد بنى قريظه است، در منتهاى عوالى. خيمۀ مبارك در غزوه بنى قريظه بر سر آن چاه برپا شد و دابه خود را رسول - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - بر شاخ درخت آن چاه