150عثمان - رضى الله عنه - رسيد گفت: صدق رسول الله - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - بگذاريد و تعب نكشيد، رسول - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - مرا از اين خبر داده است، آن را به عرش بردند، نخواهيد يافت.
و در اين چاه است كه حضرت - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - آمده در آن چاه پاهاى شريف خود را در آب آن چاه انداخته نشسته بودند كه ابابكر - رضى الله عنه - آمده، دستورى طلبيده درآمدند و به دستور نبى - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - همچنان پا آويزان بر لب آن چاه نشستند، و رسول - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - ايشان را بشارت به جنّت دادند و بعده عمر - رضى الله عنه - آمده طلب اذن كردند، و بواب آن باب سعادت مآب در آن روز بلال بن [ابى] رباح بوده. عمر - رضى الله عنه - نيز دستور يافته و بشارت به جنّت رسانيدند و به دستور ابوبكر نشستند، و بعده عثمان - رضى الله عنه - آمده، دستورى خواستند. ايشان را نيز دستور دادند و بشارت به جنّت رسانيدند و صبر بر بلال و تحمل و فتنه امر كردند.
«غَرس» ؛ به فتح عين معجمه و سكون را و سين مهملتين آن چاه شرقى مسجد قباست. حضرت - صلَى الله عليه [وآله] و سلّم - از آن آب خوردهاند، وضو ساخته، و بقيه وضو را در آن چاه انداختهاند و آب دهان شريف نيز در آن افكندهاند. وصيت كردهاند كه جسد مبارك شريف ايشان را در روز آخر به آن آب شويند. گويند هفت قربه آب از آن چاه آوردند و ايشان را غسل دادند و در حقّ آن چاه، رسول - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - فرمودهاند:
«عين من عيون الجنّة» .
در سال هشتصد و هشتاد و دو [882] خواجه حسين بن خواجه شهاب الاحمد القادان اطراف آن چاه را خريده، باغ ساخته و عمارت كرد و در پهلوى آن، مسجد بنا كرد و در آن هر دو دريچه وضع نهاد و يكى از بيرون حديقه و يكى از درون حديقه. اليوم آن حديقه خرابى است اما چاه و در باقى است و اهل مدينه منوّره خصوصاً سادات بنى حسين به جهت غسل اموات آب از آن چاه برند.
«رومه» ؛ آن چاهى است كه قريب به مسجد قبلتين در جانب شمالى آن مسجد آن را چاه جنّت گويند و بئر عثمان نيز نامند؛ زيرا كه رسول - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - فرمودهاند كه:
«مَنْ حَفَرَ بِئْرَ رُومَةَ فَلَهُ الْجَنَّةُ» ، فحفرتها عثمان - رضى الله عنه - نقل است كه نصف آن را عثمان - رضى الله عنه - به صد شتر از يهودى خريد، و حصّۀ خود را وقف آن [كرد]. يهودى از آن بيع پشيمان شد و نصف ديگر نيز فروخت. بعضى گفتهاند نصف اوّل را به دوازده هزار درهم خريد و نصف ثانى را به هشت هزار.
«بئر بُضاعه» ؛ به ضم موحده و كسر آن نيز آمد و فتح ضاد معجمۀ آن. آن چاهى است در