126درآرند و گليمها و بورياهاى مسجد را بردارند و گليمها را افشانند و ته [ \ تا] كرده در خانهها گذارند و بورياها را بعد از روفتن باز در حرم فرش كنند، بدان كه هر سال، صد گليم مصرى و كرمانى در مسجد شريف اندازند و سال ديگر گليم جديد فرش كنند و كهنهها را در زيرِ نو اندازند و پارهها را خدّام و فرّاشين تقسيم كنند و مسجد شريف را از «روز كنيس» كه هفدهم ذى القعده است تا آخر محرم الحرام باشد؛ يعنى فرش آن بوريا باشد.
بدان كه فرش بساط در مسجد شريف، در زمان نبى (ص) و بعده نيز نبود و فراش مسجد همان ريگ بيابان بود. پس چنانچه الحال نيز شايع است، سبب ريگ انداختن در مسجد آن شد كه شبى باران باريده بود و زمينها تمام گِل شده بود. مسجد شريف در آن زمان از برگ خرما پوشيده بود. چون سحر بعضى از اصحاب معتبر كه به مسجد آمدند زمين مسجد پرگِل ديدند، ناچار از بيرون مسجد در دامن خود با ريگ آوردن، آن مقدار زمين كه توانند نماز گزاريدن ريگ انداختن و نماز گزارند. حضرت - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - بيرون آمدند و آن عمل را ديدند و پسنديدند. چون پسنديدۀ آن پسنديده گشت، پسنديده هر ديده گرديد.
تو چون خود پسنديدهاى هر چه آن را پسنديده باشى، پسنديده باشد
چون فراش حرم را جمع سازند، مصحف خوانى و تسبيح گردانى دروس و وعظ و غيرهم در اين مدت سه ماه معطل باشد؛ چرا كه ابتداى موسم حج است و آمدن قافلهها. و در روز بيست و پنجم ذى القعده، قاصد قافله شام، به مدينه خيرالانام - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - خبر رسيدن محمل شام رساند و در بيست و شش يا هفتم البته داخل شود. اين ضابط هيچ وقت تخلّف نكرده و نخواهد گردد.
و در «روز كنيس» اهل مدينه از صغير و كبير، به جبل سلع روند و در هر گوشهاى از آن كوه مجمع سازند و كباب پزند از آن جهت آن كوه را كوه كباب گويند و در دامن آن كوه زاويهاى است كه مشايخ در آن جمع آيند و مولود خوانند و طعامها در آنجا پزند و در آخر روز شيخ زاويه مع شيخان دگر، علَمها برپا سازند و مولودخوانان و درودگويان به روضه رسول انس و جان - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - آيند و اطراف حرم را طواف كرده شيخ زاويه را باز به همان طريق به منزلش رسانند.
فصل پانزدهم در بيان مصاحيف و اجزاى كتابخانههاى حرم شريف
بدان كه مصحفهاى وقف حرم محترم نبى مختار - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - زياده از