122محترم دارند و كلان ايشان را شيخ الفراش گويند.
و جماعت ديگرند كه ايشان را كنّاس نامند و رائسِ ايشان را شيخ الكناسين گويند. در اين جماعت هر روز بعد از اشراق، مسجد شريف را جاروب كنند و صفا دهند و هر شب چون جماعتها از نماز عشا فارغ شوند او را دعا ادا نمايند.
آغوات فانوسهاى رنگين گرفته دو جماعت شوند؛ جماعتى به مواجه منوّره آيند و جماعتى به صحن مسجد حرم برآيند. آن جماعت در مواجه درود فرستند و اين جماعت همه يك بار صلوات گويند تا هر كس در حرم شريف است بيرون آيد. چون مردم بيرون آيند، دوم بار صلوات فرستند و فانوسها را گرفته چهار دور حرم و دروازه ها و درهاى مناره ها را احتياط كنند، و بابها را مسدود گردانند و بعد از بستن باب، به آواز بلند همه يك بار صلوات بر رسول - عليه السلام - فرستند. اين چنين هر شب تا سه بار فرياد كنند. سبب اين قانون در كتب تواريخ مذكور است و اين در سال پانصد و پنجاه و هفت در ايام دولت نورالدين محمود بن زنگى آق سنقر كه والى شام بوده واقع شده، وقتى كه در خواب ديد رسول - عليه السلام - را كه اشارت مىكردند به دو مرد سُرخينه 1كه مرا از اينها خلاص ساز. تفصيل قصه در تاريخ شيخ سمهودى به شرح است 2والله اعلم شرعنا الى مقصود.
و بعد از آنكه رائس به در باب النساء آيد و دروازه را گشايد و رائس را مع ساير مؤذنان داخل سازند، دروازه را بندند، چنان كه بيان يافت و قناديل حرم را روشن مىسازند و تا روز به عبادت اشتغال نمايند و چون از نماز اشراق فارغ شوند و شيخ الفراشين به در خزانۀ زيت مع جماعت فراشان جمع شوند دعا و تكبير به جاى آرند و روغن قناديل را پيمانه كرده به فراشان بدهد و آغوات قناديل را به دو شاخههاى پرگار از زنجيرهاى معلق زرنگار گرفته انتظار باشند و ساير فراشان در آن قناديل فتيله گذارند و روغن ريزند و روغن او از زيتون خالص باشد كه از مصر آرند و روغن در قناديل ريختن را تعمير نامند و بعد از آن قُبيل نماز شام نيز، اغوات آن قناديل را به دو شاخه هاى مذكور گرفته فراشان شمعها را گيرانده در دست گرفته، آتش در آن فتيلههاى روغن خورده گذارند و آن همه قنديلها در ساعت روشن شود.
و رائس به جهت گفتن اذان مغرب مفاتح منارها را از نزد شيخ الحرم بگيرد. آغوات شروع به روشن ساختن قنديلها كنند. چون فارغ شوند رائس مناره آمده، بىواسطه اذان گويد و هيچ وقت اين معيار تغيير نيابد. محترم 3جمع آيد و از هر گوشه آواز تكبير و تسبيح برآيد. تسبيح ماه رمضان بين. . . : 4