130آب و هرگاه مقدورش باشد، هندوانه برداشته، به فقرا و دراويش كه يا به قصد سنّت و يا به هر نيت كه خود مىدانند به مكه مىروند، به آنها برساند كه اين همه راه را پياده و سروپا برهنه و لخت و عور مىآيند.»
از مكه تا رسيدن به جده
رسيدن به وادى فاطمه؛ يعنى نزديك شدن به مكه و آماده شدن براى انجام اعمال. به همين دليل است كه نويسنده در اينجا شرحى از اعمال حج مىدهد و يك يك اعمال عمرۀ تمتع و سپس حج تمتع را كه شامل رفتن به منا و عرفات و مشعر و باز منا و مكه است به دست مىدهد. «دو ماه بود كه از ايران به كلّى بى خبر و خيلى نگران بودم. در ورود، دستخط تلگرافى اعلى حضرت اقدس همايونىكه اظهار مرحمت فرموده بودند، زيارت كردم. حقيقتاً عالمى لذّت بخشيد.» آنچه از اعمال حج نوشت، از روى رساله بود، اكنون وقت عمل است و او تأكيد مىكند كه حتى صاحب رساله هم به اينجا بيايد، نياز به مطوّف دارد. سيد حسين و سيد حسن مطوف مسؤول حج ايرانىها هستند.
ارائۀ شرحى و وصفى از مسجد الحرام در ادامه آمده كه تقريباً فاقد نكتۀ تازه است، اما به هر حال بىفايده نيست. وى ضمن شرح تاريخ كعبه و فرود آمدن كعبه در اينجا مىگويد: «چه خوب بود در ييلاقات ايران فرود آمده بود! استغفرالله و اتوب إليه. من مىدانم اين زبانِ درازِ من و اين مطلب، گويا در دنيا و آخر، مرا به زحمت خواهد انداخت.»
حالاكه نوبت اعمال خود اوست، باز مرحله به مرحله از رفتن به منا، از آنجا به عرفات، بازگشت به مشعر و منا و بيتوته در منا و باقى اعمال مكه را با تفصيل بيان كرده است. در بين، از گرفتنِ عكس از منا ياد كرده كه معلوم مىشود دوربين او سالم مانده است. در جايى هم از «معين الشريعه، پسر امام جمعۀ شيراز كه آدم تربيت شده و قابلى است» ياد كرده كه همراه او از منا برگشته است. از آلودگى منا و از اينكه مجلس صحت، دستور داده قربانىها خاك شده و اسيد فينيك روى آنها ريخته شود، ياد كرده است. همينطور از برگزارى جشن در منا؛ «شب دوازدهم در منا آتش بازى و چراغان كردند. چادر من هم آتش بازى و چراغان بود. هرچه از معارف ايران و آشنايان بودند، چادر من آمدند و شام خوردند. از عثمانىها و عربها هم بودند. خيلى خوش گذشت. ساير حجاج هم