91
2. حج و صبغۀ شعائر الهى
(إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَۀ مِنْ شَعائِرِ اللهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُناحَ عَلَيهِ أَنْ يطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيراً فَإِنَّ اللهَ شاكِرٌ عَلِيمٌ)
«صفا و مروه، از شعاير خداست (كه يادآور اوست) . پس هركه خانه (خدا) را حج كند يا عمره گزارد، بر او گناهى نيست كه ميان آن دو سعى به جا آورد و هركه افزون بر فريضه، كار نيكى كند، خداوند حق شناس و داناست.»
بنابراين، كاركرد ديگر حج اين است كه جنبۀ شعائر الهى دارد و اين جنبه، دم به دم، انديشۀ خدايى داشتن را به جامعه تزريق مىكند. توجه به كرامتها و عنايتهاى خداوند و مغفرت و بخشش الهى و به تعبير ديگر، لمس كردن خدا در حج اتفاق مىافتد.
3. حج و گذار از ماديت به معنويت
كاركرد ديگر حج اين است كه به صورت نمادين و رمزگونه، حيات بشرى را در ارتباط با وظايف دينى شكل و شمايل مىدهد و به صورت عينى و عملى، انسان را از دنياى ماده به دنياى معنويت منتقل مىكند. اين غير از جنبۀ شعائرى است؛ جنبۀ شعائرى اين است كه خود به خود برانسان تأثير بگذارد، اما دركاركرد دوم، بحث در مورد قراردادها و برنامههاى حج به صورت جزئىتر است؛ هركدام از برنامههاى حج، به صورت رمزگونه و نمادين شكل گرفتهاند و اين نماد و رمز، امكان انتقال سريع و پرشتاب انسان از فضاهاى مادى به فضاهاى معنوى و گرهزدن اين فضاها به هم را ايفا مىكند.
4. حج، داراى جنبۀ متافيزيكى
در حج، فرصتهاى متافيزيكى ويژه قرار داده شده است؛ به اين معناكه از فرصتهاى عادى و معمولى فراتر مىباشد. نمونهاى از مراسم حج، ماه رمضان