90
1. حج و جهان شمولى
حج، در قرآن كريم، باكلمۀ «ناس» و مردم مشخص شده است. بنابراين، چون مخاطب آن، عامۀ مردم بوده، همۀ افراد بشر را در بر مىگيرد و بنابراين، برنامۀ حج، برنامهاى فراگير است. مبلّغى (1388) ضمن تشريح زواياى مختلف برنامۀ حج، آن را فرا زمانى و فرا مكانى مىخواند. به عقيدۀ وى، فرا زمانى بودن حج، به معناى عدم اختصاص آن به يك نسل است و هر نسلى از بشر كه پا به عرصۀ وجود گذاشته و يا خواهد گذاشت، با حج و فرصت حج روبهرو است. بنابراين، حج فرا زمانى است؛ يعنى در بارۀ همۀ نسلها مصداق دارد و حتى پيش از حضرت ابراهيم (ع) حج وجود داشته و از ابتداى خلقت كه انسان آفريده شده اين خانه براى مردم قرار داده شده است.
حج براى تمام جهان انسانيت است. همۀ انسانها در همۀ عرصهها و همۀ انسانها در همۀ مكانها با فرصت بزرگى به نام حج روبهرو هستند و ضرورت داردكه اين برنامه را احيا كنند و در قالب آن خويشتن را حاضر و تعريف كنند و زندگى اقتصادى، سياسى و اجتماعى خويش را در قالب اين برنامۀ عظيم بازسازى نمايند.
مبلغى مىافزايد: حج فرا مكانى است؛ يعنى اختصاص به منطقه، مكان و يا جغرافياى خاصى ندارد. همۀ انسانها در هر جاى اين كرۀ خاكى كه هستند، بايد ارتباط معنوى خود را با حج و خانۀ خدا تعريف كنند و استحكام ببخشند، از فيض معنوى و حتى برنامهريزىها و منافع اقتصادى، سياسى اين سفر منتفع شوند و اين، نشان دهندۀ فرا مكانى بودن آن است. جهان شمولى حج را بايد به اين دو معنا؛ يعنى فرا زمانى و فرا مكانى گرفت؛ يعنى حج براى تمام جهان انسانيت است. همۀ انسانها در همۀ عرصهها و همۀ انسانها در همۀ مكانها با فرصت بزرگى به نام حج روبهرو هستند و ضرورت داردكه اين برنامه را احيا كنند و در قالب آن خويشتن را حاضر و تعريف كنند و زندگى اقتصادى، سياسى و اجتماعى خويش را در قالب اين برنامۀ عظيم بازسازى نمايند.