67براى او به وقوع پيوسته، سخن گفته است. اين سفرنامه به ظرفى براى حفظ و ثبت متونى تبديل شده است كه در معرض نابودى قرارداشته ا ند؛ مانند پاسخ استفتائات، مقدمۀ كتاب ها، نامه هاى شخصى و علمى، اشعارى در قالب قصيده، متن اجازه نامه ها، تأليفات مختصر و. . . سفرنامۀ «ماء الموائد» بعدها به الگويى تبديل شد كه نويسنده هاى سفرنامه در منطقۀ مغرب عربى در نوشتن سفرنامۀ خود از آن الگو مى گرفتند. يكى از بخش هايى كه به شكل ويژه، الگوى سفرنامه نويسان بعد از عياشى قرار گرفت، اهميت دادن و توجه به دانشمندان كشورهاى اسلامى بود. اين اهتمام در جملات و عباراتى متجلى مى شد كه بيانگر ملاقات سفرنامه نويس با دانشمندان در كشورها و شهرهاى اسلامى مانند مصر، مكه، مدينه و. . . بود؛ جملاتى مانند:
«ذكر من لقيته بالمدينة من المشايخ والأعلام والأصحاب الكرام، ممن أخذت عنه أخذ عني أو صاحبته في الله، ولم يخب فيه ظني. . .» .
1
«اساتيد و شخصيت هاى برجسته ا ى كه در مدينه با آنان ملاقات داشتم، از آنان آموختم و به آنها آموزش دادم يا با آنها همنشين شدم و گمان من در بارۀ آنان صحيح بود و از آنها نااميد نشدم. . .»
بدين ترتيب عياشى سيره و زندگينامۀ بسيارى از دانشمندان و اساتيد كشورهاى مغرب عربى، مصر، شام و حجاز و همچنين علوم، تأليفات، درس ها و محافل علمى آنان را كه هنگام بازديد از اين كشورها از آنان آگاه شده بود، به رشته تحرير در آورد. 2
اين سفرنامه يكى از دلايل وجود ارتباط علمى و فرهنگى ميان دانشمندان كشورهاى مغرب عربى با علماى مكۀ مكرمه و مدينۀ منوره به شمار مى رود. و رويكرد دانشمندان اين منطقه نسبت به شرق جهان اسلام را در خلال سفرهاى حجازى كه از كشورهاى مغرب عربى شروع مى شد، ثابت مى كند. اين سفرنامه ها شامل تجربيات جهانگرد (نويسندۀ سفرنامه) از مبدأ سفر؛ يعنى كشور خود تا زمان رسيدن به منطقۀ حجاز مى شد. سفرى كه به منظور اداى فريضۀ حج انجام مى شد و پس از پايان اين فريضه به كشورهاى مغرب عربى ختم مى شد. مسير حج بسيار طاقت فرسا بود و نياز به مال، توشه و آمادگى براى پرداخت هزينه هايى چون غذا، حمل و نقل، مركب، پوشاك و ديگر هزينه هاى جارى يا پيش بينى نشده داشت. 3
جهانگردان مغربى به تنهايى سفر نمى كردند؛ بلكه سفر آنها به شكل گروهى بود. در اين شرايط گروه، به عنوان يك پديدۀ اجتماعى پويا و فعال اهميت بارزى مى يافت. حاجيان مغربى جزئى از يك كل و عضوى از يك گروه بودند. گروهى كه براى حفظ منافع يكديگر همكارى و همزيستى مى كردند.