97حضرت اسرافيل و ميكائل و جبرائيل و عزرائيل: ؛ چرا كه در زمان حيات آن سلطان انبيا، اين چهار بزرگوار در آنجا مقام و قرارگاه داشتهاند و محل جلوس آنها بوده است.
بعده، در جانب شمالى حضرت، مقبرۀ حضرت فاطمه زهراست - رضى الله عنها - و در اطراف مقبرهشان نيز پنجره است و در ما بين قبر پدر و دختر، يك پنجره واسطه است در يك دخمه. حضرت خير النساء تنها آسودهاند.
هر روز قُبيل نماز شام، پادشاه شهر مدينه لباسهاى نو پوشيده در درون روضه درآمده، خود قنديلها را و چراغها را روشن ساخته در عمل مىوَردارد. غير از پادشاه كس ديگرى را رخصت اين عمل؛ يعنى اين خدمت نيست. كذلك، سالى يكبار از سلطان روم جهت مقبرۀ متبركه كه قبرپوش نو مىآيد، اين پوششها را نيز پادشاه مدينه به روضه در آورده پوشانيده، لباسهاى كهنه را تبرّكاً به سلطان روم مىفرستند. زيارت آن سلطان انبيا به امتان عاصى جافى، از جمله ضروريات است و موجب نجات و وعدههاى بسيار به زيارت آن سلطان ابراز شده است. چنانكه به محراب مبارك اين حديث مكتوب است؛ قال النبِي (ص) : من زار بعد مماتِي فكأنّما زار فِي حياتِي، و من زارنِي فِي حياتِي دخل الجنة بلاحساب» .
أيضا قال (ع) :
«من زار البيت فبعده زار قَبري يَنَال شَفَاعَتِي فِي صفوف القيامة في بادي الرأي قبل شفاعة فاطمة و حسين - رضي الله عنهما - و قبل ساير اصحاب - رضي الله عنهم -»
[مكۀ مكرمه]
از مدينۀ منوره به مكۀ معظمه دوازده منزل است. در منزل پنجم، در راه، يك موضعى است آن را رابغ مىگويند. در آنجا حاجيان احرام مىبندند. از آنجا تلبيه گويان به مكه داخل مىشوند؛ چرا كه از غير احرام داخل شدن به مكه گناه است مر آفاقى را. اما خروج و دخول اهل مكه از غير احرام جايز است؛ زيرا كه در حق اهل مكه حرج مىشود و حرج در دين ما مرفوع است؛ چنانكه آيت كريمه بر اين معنا ناطق است ؛ وَ مَا جَعَلَ عَلَيكُمْ فِى الدِّينِ مِنْ حَرَج فى سورۀ الحج [آيۀ 78]. اما احرام بستن در شهر معلوم جايز است؛ يعنى اوقات معلوم است كه دو ماه و ده روز است. يعنى در اوقات زيارت و احرام بستن از عبادت محسوب است كما قال تبارك و تعالى: الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ فَمَنْ فَرَضَ فيهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لاَ فُسُوقَ وَ لاَ جِدالَ فِى الْحَجّ فى سورۀ البقره [آيۀ 197].
بعده، مكۀ معظمه كه نمايان شد، تكبير و تلبيه و تهليل مىگويند، هفت كرت شوط، از غير [بدون]