165ابن تيميه در عين حال كه هيچ شىء از عالم را قديم نمىداند اما اين سخن متكلمان را كه مىگويند خداوند در ازل فعلى نداشت و سپس آفريدن را آغاز كرد نمىپسندد مىگويد:
«الفرق ثابت بين فعل الحوادث في الأزل وبين كونه لا يزال يفعل الحوادث فإنّ الأول يقتضي أن فعلاً قديماً معه فعل به الحوادث من غير تجدد شيء والثاني يقتضي أنه لم يزل يفعلها شيئاً بعد شيء فهذا يقتضي قدم نوع الفعل ودوامه وذاك يقتضي قدم فعل معين وقد تبين أنه يمتنع قدم فعل معين للحوادث» .
1
بين اينكه پديدها ى در ازل بهوجود آمده باشد و اينكه خداوند از ازل داراى فعل باشد، تفاوت آشكارى است؛ زيرا اولى اقتضا دارد كه با خداوند فعلى قديم باشد و بهواسطۀ آن حوادثى بدون نوشدن چيزى پديد آمده باشد و دومى اقتضا دارد كه خداى تعالى از ازل چيزى را بعد از شىء ديگر ايجاد كرده باشد. پس اين دومى قدم نوع فعل و دوام آن ]نه فرد خاص [ را اقتضا دارد امّا اولى اقتضاى قدم فعل معين دارد و بيان شد كه قدم يك فعل معين از حوادث محال است با اين بيان، ابن تيميه قدم عالم را آنگونه كه مشائيان مىپنداشتند رد مىكند 2و مىنويسد:
«تبين أنّ مع القول بجواز حوادث لا أوّل لها بل مع القول بوجوب ذلك يمتنع قدم العالم أو شيء من العالم وظهر الفرق بين دوام الواجب بنفسه القديم الذى لا يحتاج إلى شيء و بين دوام فعله أو مفعوله و قدم ذلك، فإنّ الأول سبحانه هو قديم بنفسه واجب غني وأما فعله فهو شيء بعد شيء، فإذا قيل هو قديم النوع وأعيانها حادثۀ لزم حدوث كل ما سواه وامتناع قدم شيء معه» .
3
«روشن شد كه با وجود پذيرش جواز پيدايش از گذشتههاى بى آغاز بلكه وجوب آن، قديم بودن عالم يا شيئى از اشياى عالم محال است و آشكار شد كه بين دائمى بودن واجب تعالى كه به نفس ذاتش قديم است و نيازمند به چيزى نيست و بين دوام فعلش يا مفعولش و قديم بودن آن تفاوت است. پس اول تعالى به نفس ذاتش قديم، واجب و بى نياز است اما فعلش قديم است؛ يعنى همواره چيزى را بعد از چيز ديگر ايجاد مىكند. پس وقتى گفته شود فعل حق تعالى نوعش قديم است و اعيان خارجى حادث هستند لازم مىآيد كه هر چيزى غير از حق تعالى حادث باشد و قدم چيزى با او محال باشد.»
اين سخن ابن تيميه با سخن ملاصدرا مشابه است كه نه قدم عالم براساس نظريۀ مشائيان را پذيرفت و نه حدوث عالم براساس نظريه متكلمان را بلكه عالم را همواره در حال پيدايش و زايش مىداند؛ با اين تفاوت كه ابن تيميه اين نظريه را دربارۀ كل عالم ممكن، اما ملاصدرا آن را در باره عالم اجسام