161آن را حدوث زمانى. در معناى سومى كه ابن تيميه آن را به ابن سينا منتسب ساخته، چند نكته قابل تأمل است:
1. ابن تيميه در سخنانش منبع كلام را ذكر نمىكند 2. ادب تحقيق را رعايت نمىكند و هركس كه خلاف او فهميد منتسب به كفر و الحاد مىكند. او خودش را سخنگوى اختصاصى انبياى دين دانسته و هر كس مخالف فهم او سخنى بگويد، متهم به الحاد و زنديق و كفر و امثال آن مىكند بدون آنكه سخن گوينده را تحليل نموده و مواضع ضعف و قوت آن را بيان كند. 3. ابن سينا مىنويسد: حدوث دو قسم است؛ يا ذاتى است يا زمانى، حدوث ذاتى اقتضاى ذات ممكنات است؛ خواه حادث زمانى باشند يا قديم زمانى و نكتۀ ديگر اينكه: حادث به حدوث ذاتى در فقر و نيازمندى شديدتر از حادث زمانى است، چون در حادث ذاتى فقر و نيازمندى ذاتى شىء معلول است، بر اين اساس جهان را؛ چه ذاتى بدانيم چه حادث زمانى، در نيازمندى او به فاعل قديم تفاوتى نيست. اگر حدوث را ذاتى دانستيم فاعل قديم ذاتى خواهد بود. پس اينكه ابن تيميه به ابن سينا نسبت معيت مخلوق با خالق داده و گفته است: «فلم يزل معها» .
در حالى كه در آثار ابن سينا چنين عبارتى يافت نمىشود و آنچه ابن سينا مىگويد اين است:
«فالوجود إذا ابتدأ من عند الأول لم يزل كلّ نال منه أدون مرتبة من الأول و لا يزال ينحط درجات فأول ذلك درجة الملائكه الروحانية المجردة التي تسمّي عقولاً ثمّ مراتب الملائكة الروحانيه التي تسمي نفوساً و هي الملائكة العملة، ثمّ مراتب الأجرام السماوية ثم بعدها يبتدئ وجود المادة القابلة للصور الكائنات الفاسدة. . .»
1
«پس هرگاه ثابت كرديم وجود از اول تعالى آغاز مىشود، پس همواره هر موجودى كه بعد از اوست درجۀ وجودى پايينتر از اول تعالى است و پيوسته اين درجهات پايين مىآيد. اول درجۀ وجود بعد از حق تعالى، درجۀ وجود ملائكۀ روحانى مجرد از ماده است كه عقول ناميده مىشوند. سپس مراتب ملائكۀ روحانى است كه نفوس ناميده مىشود و اينها ملائكۀ عامل هستند، سپس مرتبه اجرام آسمانى بعد از آنها مرتبۀ مادى است كه صورت عالم كون و فساد را مىپذيرد.»
از عبارت فوق فهميده مىشود كه ابن سينا هيچ موجودى را همراه خدا ندانسته بلكه هر موجودى را مرتبۀ بعد از حق تعالى مىداند. پس اين سخن ابن تيميه اتهامى بيش نيست. نتيجۀ بحث اينكه حدوث و قدمِ ذاتى، اشعار به تقدم ذاتى علت بر معلول دارد؛ چرا كه علت نياز را امكان شئ مىدانند و خداى تعالى را واجب بالذات و ما سواى او ممكن بالذات هستند.
ابن سينا در الاشارات و التنبيهات بعد از بيان حدوث ذاتى ممكنات و رد آراى متكلمان در انحصار