160معقول ثانىِ فلسفى ناميده مىشوند.
*اقسام حدوث و قدم: يكى از مباحث چالش برانگيز ميان متكلمان و فيلسوفان، اقسام حدوث و قدم است. سلفيه نيز موجودات را به دو قسم حادث و قديم تقسيم مىكنند و در اين مسأله با متكلمان هماهنگ هستند.
غالب متكلمان و سلفيه، حدوث و قدم را در حدوث و قدم زمانى منحصر مىدانند امّا فيلسوفانى مانند ابن سينا و متكلمانى مانند خواجۀ طوسى از حدوث و قدم ذاتى و زمانى 1و ميرداماد به حسب زمان از سه قسم زمانى، دهرى و سرمدى بحث مىكنند، گر چه ميرداماد حدوث ذاتى را نيز مىپذيرد. 2
*حدوث و قدم از نگاه سلفيه: ابن تيميه به عنوان مهمترين متفكر سلفى در برخى آثارش به مناسبت حدوث عالم، از حدوث و قدم سخن گفته است و به طور كلى تقدم و تأخر ذاتى را، همان گونه كه پيشتر اشاره شد، نمىپذيرد؛ و تنها حدوث و قدم زمانى را طرح مىكند.
وى براى حدوث عالم سه معنا شمرده و در معناى اول مىنويسد: «أنّ كلّ ما سوى الله مخلوق حادث كائن بعد أن لم يكن و أن الله وحده هو القديم الأزلي ليس معه شيء قديم تقدمه بل كلّ ما سواه كائن بعد أن لم يكن فهو المختص بالقدم كما اختص بالخلق والإبداع والإلهية والربوبية وكل ما سواه محدث مخلوق مربوب عبد له» ؛ 3«هر چيزى غير از خدا آفريده شده و پديد آمده و هستى يافته بعد از نيست بودن آن، و تنها خدا قديم و ازلى است و هيچ قديمى نيست كه در قديم بودن بر او پيشى گرفته باشد و قدم صفت اختصاصى اوست و همان گونه كه آفريدن و ابداع و الهيت و ربوبيت مختص اوست.» وى اين معنا را معناى شناخته شده نزد انبيا و مذهب بسيارى از مردم مىداند. 4و معناى دوم و سوم را نمىپذيرد و آن را مختص متكلمان معتزلى و فلاسفه مىداند؛ چنانكه در معناى دوم؛ يعنى ثبوت اعيان موجودات در ازل مىنويسد:
«خداوند در لم يزل فعلى نداشته و سخنى نگفته سپس حوادث پديد آمدند، بدون اينكه سببى اقتضاى آنها را داشته باشد.» 5
و در معناى سوم كه آنرا مختص فيلسوفان مىداند، مىنويسد:
«والمعنى الثالث الذي أحدثه الملاحدة كابن سينا وأمثاله، قالوا: نقول العالم محدث؛ أي معلول لعلّة قديمة أزلية أوجبته فلم يزل معها وسموا هذا الحدوث الذاتي وغيره الحدوث الزماني»
6
«معناى سومى كه ملحدين؛ مانند ابن سينا و اشخاصى مانند او، پديد آوردند، اين است كه گفتند: عالم پديده است؛ يعنى معلول علت قديم ازلى است كه وجود آن را واجب ساخته است. پس پيوسته با اوست و اين حدوث را حدوث ذاتى ناميدند و غير