162حدوث به زمانى مىنويسد: «
فهذه هي المذاهب و إليك الاختيار بعقلك دون هواك بعد أن يجعل واجب الوجود واحداً» . 1
اينها روشهايى است كه متكلمان در تحليل حدوث عالم در پيش گرفتها ند و اكنون با عقلت نه اميال و هواها، سخن حق را برگزين بعد از آنكه واجب الوجود را يگانه دانستهاى.
خلاصه سخن ابن سينا اين است كه توحيد واجب امرى يقينى است و در آن نمىتوان مسامحه كرد اما اينكه عالم حادث ذاتى است يا زمانى، هر كدام به دلايل عقلى نزديكتر است و براهينش محكمتر گزينش شود و انكار حدوث يا قدم عالم ضررى به عقيده توحيد نمىزند. ابن سينا برخلاف ابن تيميه مخالفان نظر خويش در مسألۀ حدوث و قدم عالم را تكفير نمىكند و نسبت الحاد نمىدهد بلكه ملحد كسى است كه توحيد را باور نداشته باشد و به تعدد اله در هستى فتوا دهد.
ابن تيميه در جاى ديگر براساس تفسير غرض ورزانۀ خودش از كلام ابن سينا مىنويسد:
«ليس مراد ابن سينا بالتوحيد الذي جاءت به الرسل و هو عبادة الله وحده لا شريك له مع ما يتضمنه من أنّه لا ربّ لشي من الممكنات سواه» ؛ 2«مراد ابن سينا از توحيد، در عبارت فوق، توحيدى نيست كه رسولان آوردها ند و آن عبارت است از عبادت خداى واحدى كه شريكى براى او نيست. با توجه به اينكه او پروردگارى است كه براى ممكنات ربى غير از او نيست.»
اين سخن ابن تيميه نيز مغالطهاى بيش نيست. در نقض كلام او بايد گفت: قبل از آنكه به توحيد عبادى برسيم اول مرتبۀ توحيد اقرار به وحدانيت خداست و اول شعار پيامبرخداص اين بود كه فرمود: «قُولُوا لاَ إلَهَ إلاَّ اللهُ تُفلِحُوا» .
مرتبه بعد اقرار به يگانگى در ربوبيت است كه از اقسام توحيد نظرى و توحيد در عقيده است كه اصطلاحاً توحيد در ربوبيت يا توحيد ربوبى ناميده مىشود و كسى تا در عقيده به توحيد نرسد به توحيد در عبادت نمىرسد و گمراهى مشركان در اين بود كه براى هر چيزى پروردگارى مستقل قائل بودند؛ چنانكه حضرت يوسف (ع) به زندانيان همراهش ابتدا مىفرمايد:
«أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ الله الْواحِدُ الْقَهَّار» ؛
3
«آيا عقيده به پروردگاران گوناگون بهتر است يا اعتقاد به پروردگار واحدِ غالب و چيره دست؟» ]كه همۀ جهان در دست قدرت اوست [ بعد مىفرمايد: مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاَّ أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ؛ 4«آنچه كه غير از خداى يگانه مىپرستيد، جز نامهايى كه شما و پدرانتان بر آنها نهادهايد نيستند. ]اسمهايى خالى از حقيقت هستند [.»
ابن سينا در پايان بيان آراى مختلف دربارۀ حدوث جهان، كه آنها را اوهام ناميده، مىنويسد:
«بعد از اينكه به يگانگى خدا معتقد شدها ى در باب حدوث و قدم آنچه به دليل عقل بر تو ثابت شده است برگزين.»