146يعنى بررسى متن و محتواى سخن حضرت و بررسى افرادى كه اين سخنان را گزارش كردهاند. تاريخنويس از وقوع حادثه و چند و چون حادثه گزارش مىكند، محدّث از سخنان پيامبر. پس همانگونه كه متكلم از سنت براى اثبات مدعيات خويش بهره مىبرد، از تاريخ هم استفاده مىكند.
اعتبار گزارشهاى تاريخى
برخى از شرايطى كه در اعتبار حديث شرط است، در اعتبار گزارشهاى تاريخى نيز شرط است كه برخى از آنها را بررسى مىكنيم:
الف: اعتبار سند: يكى از راه هايى اطمينان و حتى يقين به درستى يك گزارش تاريخى معتبر، بودن اسناد آن است. اگر گزارش تاريخى از تواتر سندى برخوردار باشد، گزارشى قابل اعتمادى است چراكه تواتر از يقينيات منطقى به حساب مىآيد. گفتنى است كه تواتر لفظى دربارۀ يك گزارش تاريخى برخلاف حديث ممكن نيست اما تواتر گزارشها از يك حادثه تاريخى، ما را به وقوع آن حادثه به يقين مىرساند 1مثلاً تواتر گزارشها در رسالت نبى اكرم (ص) و امامت امامان شيعه و واقعه غدير خم 2و مانند آنها ما را در اصل اين واقعيت هاى تاريخى به يقين مىرساند.
ب: بررسى احوال گزارشگران: يكى ديگر از اركان اعتبار يك گزارش تاريخى بررسى احوال تاريخنويسان و گزارشگران تاريخ است؛ اولاً هر قدر راويان يك گزارش تاريخى انسانهاى صادقتر و عاقلتر و عالمتر باشند و ثانياً هر اندازه فاصلۀ زمانى مورّخ به تاريخ وقوع حادثه كمتر باشد و ثالثاً هر ميزان فاصلۀ مكانى يك گزارشگر، از محل وقوع يك حادثه كمتر باشد و يا شاهدانى كه از آن حادثه گزارش مىكنند بيشتر بوده و افراد امينترى باشند؛ يعنى از تعصبات قومى، نژادى و فرقهاى دورتر باشند، اعتبار گزارش تاريخى بيشتر خواهد بود؛ 3براى نمونه، علامه امينى در بيان گزارش غدير ابتدا به گزارش اصحابى از پيامبر كه در آن حادثه مبارك شاهد عينى بودند مىپردازد بعد به ذكر تابعين و به همين ترتيب نسلهاى بعد كه اين حادثه را گزارش كردند. 4
بنابراين، گزارشهاى تاريخى، با توجه به صحت اسناد و وثاقت گزارشگران، مىتواند به عنوان يك منبع معرفتى در علم كلام قرار گيرد. پس يك متكلّم زمانى مىتواند از تاريخ به عنوان يك منبع معرفت، در پارهاى از مسائل كلامى استفاده كند كه همچون مانند مورخ و حديثشناس به نقد متن و نقد اسناد و گزارشگران حوادث تاريخى بپردازد؛ يعنى يك گزارش تاريخى، زمانى مىتواند مستندِ يك متكلم قرار گيرد كه گزارش او از نظر متن اولاً: گزارش درستى باشد، ثانياً: با عقل و ثالثاً: با كتاب و سنت كه در مسائل اعتقادى در درجه اول اعتبار هستند، تعارض نداشته باشد. 5
چنانكه محقق محترم جناب زرينكوب در شرط درستى يك گزارش مىنويسد: