147«آنچه در اين اسناد و مدارك كتبى - يا گزارشها - هست از نظر مورخ نوعى گواهى است كه البته فقط وقتى در خور قبول باشند مورخ مىتواند آنها را مستند حكم و قضاوت كند. ادعاى يك گواه بدون آنكه تحقيق كافى در صحت و سقم آن انجام يابد البته در خور استناد نيست.» 1
رابعاً: گزارشگر و مورخ، فرد موثقى باشد؛ چنانكه محقق ياد شده مىنويسد:
«وقتى گواهى هاى گونهگون يا ديگرگون در مورد يك حادثۀ تاريخى وجود دارد، بايد ديد گواهىِ پذيرفتنى كدام است و منشأ اختلاف از كجاست. در اين مورد بيش از هرچيز تحقيق هويت گواه لازم است و ضبط درست گواهى او. از اينجاست كه در روايات مندرج در اسناد مكتوب بايد دو مسأله عمده را بررسى كرد صحت متن و صحت انتساب.» 2
نتيجۀ بحث اينكه در كلام اماميه تاريخ يكى از منابع معرفت شمرده مىشود. در كلام سلفيه نيز گرچه سخنى در باب تاريخ به عنوان منبع معرفت عقايد نام برده نشده اما عملاً گزارشهاى تاريخى كه از سلف رسيده است و آنچه كه تاريخنويسان اهل سنت نوشتهاند، مورد اعتماد و مستند اعتقاداتشان است، به عنوان مثال، آنان نيز بر اساس گزارشهاى شفاهى و مكتوب تاريخ به وجود شخص پيامبر و خلفاى راشدين و نحوۀ به حاكميت رسيدن آنان، اعتقاد پيدا كردهاند.
6. اجماع
در اينجا نيز لازم است ابتدا به تعريف اجماع و بعد به مسائل پيرامونى آن بپردازيم:
1/6. اجماع در اصطلاح عالمان اماميه
معناى لغوى همان است كه گفته شد اما معناى اصطلاحى آن، اتفاق آراى عالمان در يك مسأله است. استاد محمدرضا مظفر در معناى اصطلاحى اجماع به عنوان اصول استنباط فقهى مىنويسد:
«اجماع اتفاق آراى گروهى است كه شأنيت اثبات حكم شرعى دارند.» 3
2/6. حجيت اجماع
اجماع از نظر علماى اماميه زمانى حجيت پيدا مىكند كه كاشف از رأى معصوم يعنى پيامبر (ص) و ائمۀ هدى عليهم السلام باشد؛ زيرا همانگونه كه پيشتر اشاره شد كتاب خدا بنفسه حجت است و سنت رسول الله به حجيت دادن كتاب خدا حجيّت پيدا كرده است و امامان معصوم به نص پيامبر يا امام پيش از خود