137خلاصۀ سخن اينكه: عقل، در معرفتِ برخى حقايق مستقلاً حجيت دارد و در فهمِ برخى ديگر از حقايق، به مدد وحى و قول معصوم نيازمند است؛ چنانكه لاهيجى مىنويسد: «دليلى كه مؤلف باشد از مقدمات مأخوذه از معصوم افادۀ يقين تواند كرد.» 1
مستند اماميه در حجيت احكام عقل در معارف دين، آيات و رواياتى است كه در اين باره آمده است؛ چنانكه قرآن كريم از زبان اهل جهنم مىفرمايد:
(وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِى أَصْحَابِ السَّعِيرِ)
2
«اگر گوش شنوايى داشتيم كه پيام انبيا را مىشنيديم يا اهل تعقل بوديم، امروز اهل آتش نبوديم.»
وآيات فراوانى كه تأكيد بر تعقل مىكند، دليل بر حجيتِ يافتههاى درست عقل است. همچنين در روايات صريحى از امام هفتم عليه السلام آمده است:
«إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَكْمَلَ لِلنَّاسِ الْحُجَجَ بِالْعُقُول. . .» 3
«خداى بلندمرتبه كه نامش مبارك است، حجتها را با عقل بر مردم كامل كرد.»
و در ادامه آن مىفرمايد:
«إِنَّ للهَ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَيْنِ؛ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً، فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الأَنْبِيَاءُ وَ الأَئِمَّةُ عليهم السلام وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُول. . .» . 4
«خداوند براى مردم دو حجت قرار داد؛ يكى حجت ظاهرى كه رسولان، انبيا و ائمه عليهم السلام هستند و ديگرى عقلهايى [كه به آنان عطا كرده است]. . .»
پس همانگونه كه سخن انبيا و رسولان الهى و امامان معصوم عليهم السلام حجت است، حكم عقل در آنجاكه بر اساس اصول ضرورى عقلى حكمى دارد نيز حجت است و اگر حجيت عقل رد شود، حجيت شرع هم ثابت نمىشود؛ چنانكه خواجه نصير در اثبات حُسن و قُبح عقلى مىنويسد:
«ولانتفائهما مطلقاً لو ثبتا شرعاً» ؛ «اگر حُسن و قُبح عقلى پذيرفته نشود، نه تنها حسن و قبح شرعى قابل اثبات نيست، حسن و قبح عقلى هم اثبات نمىشود؛ چون بر حسب عدم پذيرش حسن و قبح عقلى، كذب بر خداى تعالى - كه منزّه از قبايح است - جايز خواهد بود! پس اگر خداوند به زشتىِ چيزى خبر دهد، به قبحش يقين پيدا نمىكنيم، همينطور اگر به حسن چيزى خبر دهد، و اين با حكمت سازگارى ندارد.» 5
پس تا حجيت عقل ثابت نشود حجيت احكام شرع هم اثبات نمىگردد. بنابراين، بايد پذيرفت عقل