87نمى دانستيد و براى شما گوش و چشم و قلبها قرار داد، باشد كه سپاسگزارى كنيد.
1-1: معرفت بصرى؛ 1همان گونه كه در آيۀ شريفه آمده است، چشم و گوش و قلب به عنوان ابزارهاى معرفت معرفى شدهاند اما قلمرو ادراكات چشم و گوش از مرزهاى امور مادى و طبيعت محسوس نمى گذرد. بنابراين، براى دريافت امور غيبى بايد از ابزار ديگرى استفاده كرد؛ چنان كه خداى سبحان مى فرمايد: لا تُدْرِكُهُ الأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبير ؛ 2«چشمها او را درنيابد اما او چشمها را مى يابد و او باريكبين و آگاه است.»
و در آيۀ ديگر خطاب به حضرت موسى عليهالسلام مى فرمايد:
«لَنْ تَراني» ؛
3
«هرگز مرا نخواهى ديد.»
سلفيه گرچه رؤيت خدا را در دنيا با چشم سر براى عامه مردم نفى مى كنند اما معتقدند خدا در قيامت ديده مى شود 4و حتى برخى معتقدند پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم در سفر معراج خدا را ديده است. 5ابن خزيمه و عبدالغنى مقدسى آيۀ زير را دليل بر اين روايت مى دانند: وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهي ؛ 6«هرآينه او را در فرود آمدن ديگرى نزديك درخت سروى كه در آن بلندى روييده ديده است.» آنان ضمير «هاء» در «راهُ» را به خدا برمى گردانند و آن را دليل بر رؤيت توسط پيامبر مى دانند.
آلوسى در تفسيرش مى نويسد: بسيارى از علما بر اين باورند كه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم در شب معراج خدا را ديد! دليل ايشان روايات زيادى است كه در اين باب آمده است، البته خودش معتقد است كه روايات بر ديدن با چشم صراحت ندارد، گرچه ظاهر آنها بر ديدن با چشم دلالت مى كند. 7
اهل حديث و سلفيه، براى ديده شدن خدا با چشمِ سر در قيامت، به آيات زير اشاره مى كنند:
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَة، إِلى رَبِّها ناظِرَة ؛ 8يعنى چهرهها در روز رستاخير بشاش است. آنها نظارهگر پروردگارشان هستند. آنان ناظره را به معناى ديدن و چشم معنا كرده و آن را فضيلتى براى مؤمنان شمرده ا ند كه با چشم سر مى توانند خدا را ببينند، در مقابل كافران كه از اين ديدن محروم اند. 9
نتيجۀ سخن اين كه سلفيه بر اين باورند كه چشم انسان علاوه بر اينكه اشياى مادى را مى بيند، اشياى غير مادى را نيز مشاهده مى كند. اين ديدن، در دنيا بسيار محدود و در آخرت خيلى گسترده است.