86شيخ عبدالرحمان برك، از علماى متأخر سلفيه از قول شيخ محمد عبدالوهاب مى نويسد:
مسلمان اگر مى تواند واجب است امور دينش را با دلايلى از كتاب و سنت بشناسد و اصل دين اسلام معرفت خدا و ايمان به او است و اين با تحقيق و استدلال به دست مى آيد و مقتضاى فطرى انسان است. 1
اما باور خودش اين است كه تقليد در مسائل اعتقادى مانند مسائل فقهى جايز است. 2
نتيجه اين كه: سلفيه ضرورت كسب معرفت را پذيرفته اند؛ خواه مكلّف با دليل عقل معرفت كسب كند يا از راه تقليد، از مفاهيمِ دينى آگاه مى شود؛ خواه در اصول باشد، خواه در فروع.
روش ها، منابع و ابزار معرفت: از مسائل مهم معرفتشناسى اين است كه آدمى چگونه مى تواند به معرفت برسد و ابزار رسيدن به معرفت چيست؟ و منابع معرفت كدام اند و به طور خاص، در الهيات كدام يك از روشها و ابزار و منابع شناخت معرفتزا هستند؟
به طور كلى چند روش در معرفتشناسى بحث مى شود:
1. روش تجربى كه ابزار آن حس و عقل و منبع آن طبيعت است.
2. روش عقلى كه ابزار آن عقل است و عقل از راه فهم بديهيات و مسلّمات و تفكر در كسب حقايق معرفت مى كند و منبع آن مجموعۀ هستى از نگاه كلى است.
3. روش شهودى كه ابزار آن تهذيب نفس و منبع آن دل است.
4. روش وحيانى كه ابزار آن نفس پاك، عقل كامل، قلب سليم و مبدأ آن خداست.
5. روش نقلى كه ابزار آن سمع و عقل و منبع آن، كتاب و سنت و تاريخ است.
سؤال اينجاست كه سلفيه كدام يك از روشهاى معرفتى را در دريافت الهيات و حقايق فراطبيعى معتبر مى دانند:
در اينجا به بررسى هر يك از روشهاى فوق و ميزان اعتبار آن در نزد سلفيه مى پردازيم:
1. روش تجربى (حسّى) : در اين روش آدمى با ابزار حواس پنجگانه طبيعت و جهان مادى پيرامونى خويش را درك مى كند. مهمترين ابزارهاى معرفت حسى چشم و گوش هستند كه قرآن كريم مى فرمايد: وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الأَبْصارَ وَ الأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون ؛ 3«خداوند شما را از شكم مادرانتان بيرون آورد در حالى كه چيزى