88پس، از نگاه سلفىها، چشم ابزار معرفت الهيات نيز هست. نقد اين ديدگاه مستلزم بررسى ديدگاه هستى شناختى سلفيه در الهيات است كه در جاى خودش طرح خواهد شد.
2.1. معرفت سمعى؛ از راه هاى معرفت، معرفت سمعى است و مى توان گفت كه گوش از ابزارهاى مهم معرفت بشر است و يكى از مهمترين راه هاى معرفت انسانهاى عادى شنيدن است و گوش ابزار معرفت سمعى است، كسى كه از اين حس محروم باشد، معرفت حاصل از اين راه براى او مقدور نيست. 1
سلفيه همچون ديگران اين مطالب را باور دارند اما بحث اينجاست كه آيا كلام الهى و سخن گفتن خدا با انسان و شنيدن سخن خدا با اين گوش ظاهرى است يا گوش درونى و نفسانى؟ آنگونه كه انسان در خواب سخنانى را مى شنود و انبياى الهى پيامهاى خدا و فرشتۀ او را درك مى كنند. سلفيه اگرچه در اين باره سخن صريحى نگفتهاند اما ظواهر كلامشان بيشتر دلالت بر اين دارد كه برخى انسانها با همين گوش كلام خدا را مى شنوند؛ چنانكه در تفسير آيه وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجاب. . .
آلوسى ذيل تفسير «من وراء حجاب» مى نويسد:
«الثانى: إسماع الكلام من غير أن يبصر السامع من يكلمه كما كان لموسي. . . يُسمعُ صوتَهُ ولا يَرَي شخصَهُ.»
2
دوم شنواندن كلام است بدون اينكه شنونده گوينده را ببيند؛ چنان كه براى حضرت موسى (ع) واقع شد. . . كه صوت گوينده را مى شنود اما شخص گوينده را نمى بيند.
بقاعى از مفسرين قرن نهم اهل سنت مى نويسد:
«أو مِن وَراء حجاب. . . أي كلاماً كائناً بلاَ واسطة، لكنه مع السماع لعين كلام الله كائن صاحبه من «وراء حجاب» أي من وجه لا يري فيه المتكلم مع السماع للكلام علي وجه الجهر» .
3
كلامى كه بدون واسطه ايجاد مى شود اما همراه با شنيدن خود سخن خداست كه گوينده كلام از پى پردۀ حجاب موجود است؛ به گونهاى كه متكلم ديده نمى شود اما سخنش آشكارا شنيده مى شود.
و ابن عجينه در تفسيرش مى نويسد:
«أو من وراءِ حجابٍ، بأن يسمع كلاماً من الله، من غير رؤية السامع مَن يكلمه، كما سمع موسي عليهالسلام
من الشجرة، ومن الفضاء في جبل الطور» .
4
شنيدن از پس پردۀ حجاب اين است كه شنونده كلامى را از خدا مى شنود بدون اين كه شنونده،