156«گويا عمر، تأييد پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم از گريۀ زن هاى انصار بر مردگان را نشنيده است و از سخن حضرت در اظهار تأسّف بر اينكه «حمزه گريه كننده ندارد» و يا «گريه كنندگان بايد بر مانند جعفر طيار گريه كنند» و يا «خداوند ترحّم مى كند بر بندگان دلرحم خود، كه در عزاى عزيزانشان متأثّرند» و. . . آگاهى ندارد و گويا عمر فراموش كرده كه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم او را از ضرب و شتم كسانى كه در فوت رقيه دختر رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم گريه مى كردند نهى كرد و. . .» 1
3. هنگاميكه رقيه دختر پيامبر فوت كرد و زنان بر وى گريه مى كردند، عمر گريه كنندگان را با تازيانه مى زد. پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم ضمن اينكه گريۀ آنان را تأييد كرد، عمر را از تعرض به ايشان نهى نموده، فرمودند:
«دَعْهُنَ يَبْكِينَ مَهْمَا يَكُنْ مِنَ الْعَيْنِ وَ الْقَلْبِ فَمِنَ اللَّهِ وَ مِنَ الرَّحْمَة» .
«بگذار گريه كنند. چون گريه از اندوه قلب و اشك چشم باشد، امرى الهى و راز مهربانى است.»
حضرت بالا سر قبر نشست و فاطمه عليهاالسلام در كنار وى گريه مى كرد، از روى رأفت، اشك هاى حضرت فاطمه را پاك مى كرد. 2
4. جنازه اى در حال تشييع را از كنار پيامبرخدا صلى الله عليه وآله وسلم عبور مى د ادند كه برخى از تشييع كنندگان در حال گريه بودند، عمر ايشان را از گريه منع كرد. حضرت فرمودند:
«دَعْهُنَّ فَإِنَّ النَّفْسَ مُصَابَةٌ وَالْعَيْنَ دَامِعَةٌ» . 3
«رهايشان كن؛ زيرا قلب مى سوزد و درست عمل مى كند و اشك مى ريزد.»
اينها نمونه هايى از سيرۀ عملى پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم بر مشروعيت گريه براى درگذشتگان بود. به گفتۀ سيد شرف الدّين، نمونه هاى ديگر، به حدّى است كه نمى توان تمام آن ها را گزارش كرد. وى آنگاه به نمونه اى از سيرۀ عملى پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم و ديگر پيامبران الهى و آيين ابراهيمى اشاره مى كند:
* حضرت يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم عليهمالسلام
يعقوب گفت:
«وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يَا أَسَفى عَلَى يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ يَعْنِيعَمِيَتْ مِنَ الْبُكَاءِ فَهُوَ كَظِيم» ؛
4
«و از آن روى گردانيد و گفت: اى دريغ بر يوسف و در حالى كه اندوه خود را فرو مى خورد، چشمانش از اندوه سپيد شد.»