149
معناى استوا:
جوهرى مىنويسد: «وَ اسْتَوَى عَلَى ظَهْرِ دَابَّتِهِ» ؛ أى علا و استقرّ و اين شعر را به عنوان شاهد ذكر مىآورد:
قَد اسْتَوَى بِشْرٌ عَلَى العِراقِ
مِن غَيرِ سَيفٍ وَ دَمٍ مهْراقِ
«بشر بر عراق چيره شد، بى آن كه شمشيرى بكشد و خونى بريزد.» 1
راغب نيز در مفردات مىنويسد: استوى وقتى به «عَلَى» متعدى شود، معناى استيلا مىدهد و آيۀ (الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى) ؛ (طه:5) را شاهد مىآورد.
قرطبى مىنويسد: «وَ الاستواء فى اللغة: الارتفاع والعلوّ على الشيء» ؛ «استوا در لغت به معناى برترى يافتن و علو پيدا كردن بر چيزى است.» مانند سخن خداى تعالى كه به نوح (ع) مىفرمايد: (فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنْتَ وَ مَنْ مَعَكَ عَلَى الْفُلْكِ. . .) ؛ «وقتى تو و همراهانت بر كشتى سوار شديد.» (مؤمنون 28:) و نيز مىفرمايد: (لِتَسْتَوُوا عَلى ظُهُورِهِ) ؛ «وقتى بر چهارپايان سوار شديد.» (زخرف 13:) .
اما آياتىكه استواى خدا بر عرش را بيان مىكند، هفت آيه است، و در آنها، استواى خدا بر عرش، با تعبيرها و متممهاى مختلف بيان شده است؛ (اعراف 54: ، يونس:3، رعد2: ، فرقان:59، سجده:32، طه:5، حديد:4) و در همۀ آنها سخن از خالقيت و ربوبيت خدا بر آسمانها و زمين است؛ مثلاً در آيه 54 سورۀ اعراف كه در بيان ربوبيت پروردگار است، مىفرمايد:
(إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ في سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمينَ) .
«پروردگار شما خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز خلق كرد، آنگاه استواى بر عرش يافت، روز را به پرده شب در پوشاند كه شتابان در پى آن مىآيد و خورشيد و ماه و ستارگان مسخر فرمان او هستند. آگاه باشيد كه خلق و تدبير تنها در دست اوست، بلند مرتبه است خدا پروردگار جهانيان.»