114ندارد به ديگران آزار و اذيت برساند. آنها كه خود را مسلمان مىدانند، برخلاف آيۀ قرآن عمل مىكنند. حقجويان موّحد را كه ارزشهاى الهى و آرمانهاى خدايى را صلا مىدهند، محاصره مىكنند و از زمين و آسمان سنگباران و گلوله باران مىكنند.
در اين غزل، قزوه از ديد اجتماعى وعرفانى به حج نگريسته، مىگويد: حاجى وقتى به خانۀ خدا مىرود، با پروردگار پيمان مىبنددكه براى پايدارى اسلام و قرآن جان خود را قربانىكند و دشمنان با توطئههاى شيطانى نمىتوانند به منافع خود دست يابند.
سرودۀ ديگرِ قزوه در مورد حج «خرابم كن كه آبادم كنى باز» است:
. . . مى يى خواهم كه حالم را بداند
(قزوه: 12-10)
قزوه شعر «خرابم كن كه آبادم كنى باز» را در موسم حج، در قالب مثنوى، مناجات گونه سروده و در آن مضامين عارفانه و عاشقانه به كار برده است. شاعر در اين شعر خواهان شراب الهى است كه شفابخش دل بيمار باشد، خطاها را بپوشد، از درخت بهشتى به دست آمده باشد و سرانجام موجب وصال به دوست و بقاى بعد از فنا شود.
وسرودۀ ديگر وى «خط نستعليق ابرويت» است:
خدا را حلقۀ كعبهست اين يا حلقۀ مويت