92در تفاسير عرفانى، «بيت» ، اشاره به قلب است؛ زيرا آن نيز بيت الهى است. اين خانه برتر، براى مشاهدۀ اسرار جبروت و انوار ملكوت الهى و يقين به شهود حق است. اين انسان است كه بايد بيت خدا (قلب) را از بيگانگان و كدورتهاى نفسانى پاك سازد و آنجا را محلّ ورود اسرار و مشاهدات قرار دهد؛ چنانكه در تفسير «البحر المديد» آمده است:
«الإشارة بالبيت إلى القلب؛ لأنّه بيت الربّ، أي: هيأنا لإبراهيم مكان قلبه؛ لمشاهدة أسرار جبروتنا و أنوار ملكوتنا، ليكون من المُوقنين بشهود ذاتنا، و قلنا له: لا تشرك بنا شيئًا من السِّوى، و لا ترى معنا غيرنا، و طهِّر بَيتي، الذي هو القلب، من الأغيار و الأكدار، ليكون محلاً للطائفين به من الواردات و الأنوار، و العاكفين فيه من المشاهدات و الأسرار، و الركع السجود من القلوب التي تواجهك بالتعظيم و الانكسار، فإنَّ قلبَ العارف كعبة للواردات و الأسرار، و محل حج قلوب الصالحين و الأبرار» .14
جميع اعمال شرعى، فرعى و مناسك ظاهرى، صورتهاى اعمال لطيفۀ انسانى است كه راهبر به سوى خداست و مناسك باطنى قلبى و جميع مساجد و خانههاى صورى خدا، صورتهاى معابد باطنى انسان و نمودى از مواقف و ايستگاههاى سالك در سلوكش مىباشد و صورتهاى خانههاى حقيقى خداست كه همان دلهاى سالكين به سوى خدا مىباشد. ايمان در آنها داخل و از سينههاى گشودهشده به اسلام، به سبب دخول ايمان در آن، جدا و ممتاز مىشود وكعبه، چون بناى ابراهيم (ع) استكه به وسيلۀ قلب تحقّق پيدا كرده است و بيت حقيقى خداى تعالى است كه با جميع مناسك و معابدش، مظهر قلب گشته است، لذا همۀ آنچه بر قلب جارى مىشود، بركعبه نيز جارى مىگردد؛ زيرا قلبِ گوشتى چون اوّلين نقطه از بدن انسان است كه آفريده شده است و آن مظهر قلب معنوى است كه قبل از همۀ عوالم روحانى آفريده شده؛ از باب اينكه ربّ النوع قبل از همۀ مخلوقات خلق شده است، لذا خداوند حكم آن قلب را بر كعبه جارى ساخته و فرموده است: ( إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ. . . ) و چون قلب، قبل از تنزّل و پايين آمدنش به زمين، عالمِ صغير، مانند مرواريد سفيد بود، بعد از تنزّل و پايين آمدن و اختلاط با اهل عالم صغير، رنگا رنگ گشت وگسترش زمين عالم صغير از زير آن شروع شد و از حيث گوشت صنوبرىبودن - از حيث روحانيتش - در وسط اين عالم قرار گرفت؛ زيرا نسبت آن به جميع اجزاى بدن مساوى است و مولد و محلّ تولّد ولايت قرار گرفت و مورد توجّه جميع اهل عالم صغير در مقاصد و مناسكشان شد و محلّ امن كسانى كه در آنجا يا حريم آنجا داخل شدند، شد و نسبت به امور اهل مملكتش قيام نمود و مقوّم آنها گشت و بركت و روزى دهنده از جميع ميوهها شد، براى كسانى كه از اهل آن مملكت باشند يا نباشند و مرجع مردم قرار گرفت و در مملكت خود اصل جميع قريهها و بر همه لازم شد كه به سوى آن رجوع كنند و لباس انانيت را نزد آن از تن بركنند و دور آن طواف كرده و نزد آن توقّف و تردّد نمايند و قبل از رسيدن به آن، انانيت خويش را بكشند و قربان كنند. . . چون چنين بود، از كعبه نيز به مانند آن خبر داده شد و خداى تعالى براى كعبه نيز همانند قلب، مناسك و اعمال قرار داد و شايد تو، با اين بيان، به اجمال از حكم جميع احكام حج و مناسك آن آگاه باشى. كسىكه از آنچه ما گفتيم غفلت داشته باشد، تنها به ظاهر اخبار در اوصاف خانۀ خدا توجّه مىكند و نيز كسى كه به صورت ظاهر اعمال و مناسك حج نگاه كند، آنها را داراى صحّت و حكمت عقلانى نمىبيند، بلكه آنها را دروغ و لغو