91براى درك اين معناى روحانى و لطيفۀ يزدانى، بايد اسرار و حكمتهاى بىشمار آن را دريافت و در پرتو درك آنها، راهى به باطن و حقيقت حج يافت. در واقع شناخت عارفانۀ اسرار و رازهاى بىشمار حج، سالك را در سير روحانى و الهى خود مصمّمتر، بيناتر و راسختر مىسازد و او را در مسير شهر عشق و وصال قرار مىدهد. در اين راستا به بيان اشارات و لطايف عرفانى قرآن دربارۀ حج مىپردازيم. آيات رحمانى دربارۀ حج، محدود و اندك است؛ اما داراى چنان مفاهيم و اشارات عميق و گستردهاى است كه انسان آگاه و متفكر و سالك الى الله را مدهوش مىسازد و او را واله و شيداى حضرت دوست مىكند. هركدام از آيات مربوط به حج و مشاهد مقدس، داراى حكمتها و اسرار بىشمارى است؛ اما در اينجا تنها به اجمال، اسرار و رازهاى عرفانى حج و مناسك آن بيان مىشود. بعضى از حكمتها و لطايف عرفانى حج به ترتيب زير قابل تحليل و ارزيابى است:
ى كم؛ توجّه به مقام قلب
قرآن كريم در مواردى اشاره به بيت الله و كعبه دارد و آنجا را خانهاى مبارك، مركز هدايت جهانيان، دارندۀ آيات بىشمار، محلّ امن و آرامش و مكان حج مىداند؛ (إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمين، فيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً وَ لِلهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ. . .) 11. امّا اين تجلّيات ظاهرى، رحمت و عنايت الهى است و باطن آن توجّه به «مقام قلب» است. برخى از محقّقان مىگويند:
«نخستين خانه كه در مكّه صدر انسان است، به جهت منظوريت و لكن «يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُم وَ نِيَّاتِكُم» ، موضوع شده، خانۀ دل است و جميع اجزاى وجود، به بركت دل به حق راه يابند، چه، هرگاه كه اشعه لوامعه نظرات تجلّيات ربّانى بر دل افتد، آثار انفتاح و انوار انشراح از صفحۀ وجه او لائح گردد و به صفت سعت «وَلكِن يسَعُنِى قَلْبُ عَبْدِى» متصف گشته، مظهر اسرار «بِى يسْمَعُ وَ بِى يبْصِرُ» شود و در اين خانه علامات روشن است كه طالب آنها، بر مطلوب خود استدلال مىكند و مقام ابراهيم - كه مقام تسليم باشد - يكى از آنهاست.»12
مراد از قلب، همان گوهر مجرّدِ ملكوتى است كه انسانيت انسان به آن بستگى دارد. مقام قلب در قرآن، آنچنان عالى است كه آنجاكه سخن از وحى (يعنى، ارتباط انسان با خدا) به ميان مىآيد، قلب ذكر مىشود. «قلب» در قرآن از موقعيت بسيار ممتازى برخوردار مىباشد و اكثر كارهاى نفسانى به آن نسبت داده شده است. حيات انسان بستگى به قلب و روح دارد؛ اوست كه بدن را اداره مىكند و همۀ اعمال و حركات از قلب سرچشمه مىگيرد. مقام قلب آنچنان عالى است كه مىتواند فرشته وحى را ببيند و سخنش را بشنود؛ چنانكه در قرآن مىفرمايد: «در اينجا خدا آنچه را كه وحىكردنى بود به بندهاش (پيامبر اسلام) ، وحى كرد و قلب پيامبر در آنچه (فرشته) مشاهده كرد، دروغ نگفت.»13