75( الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا فَالْيَوْمَ نَنْساهُمْ كَما نَسُوا لِقاءَ يَوْمِهِمْ هذا وَ ما كانُوا بِآياتِنا يَجْحَدُونَ ) . 43
«همانان كه دين و آيين خود را سرگرمى و بازيچه پنداشتند و زندگى دنيا مغرورشان ساخت، امروز ما آنها را فراموش مىكنيم، همانگونه كه لقاى چنين روزى را فراموش كردند و آيات ما را انكار نمودند، ما [هم] امروز آنان را از ياد مىبريم.»
راغب اصفهانى لهو را اين گونه معنا مىكند:
«اللَّهْوُ، ما يشغل الإنسان عمّا يعنيه و يهمّه» ؛ «لهو چيزى است كه انسان را از آنچه مقصود و مهم است باز مى دارد.»
علامه طباطبايى (قدس سره) در تفسير اين آيه مىنويسد:
«. . . و حيث اشتغل عنه إلى غيره الّذي يلهو عنه و لا يهديه إلاّ إلى غايات خيالية و هي اللذائذ المادية الّتي لا بقاء لها و لا نفع فيها يعود إلى سعادته فقد اتخذ دينه لهواً و لعباً و غرته الحياة الدنيا بسراب زخارفها» .44
«زمانى كه آدمى از آن (دين خدا) اعراض نمايد و به غير آن؛ يعنى به چيزهايى كه انسان را جز به نتايج خيالى و لذايذ مادى و ناپايدار نمىرساند سرگرم شود، در حقيقت دين خود را بازيچه گرفته و زندگى مادى دنيا و سراب لذايذ آن، او را گول زده است.»
درمان افكار پست
حضور در حج، درگير كردن فكر و قلب با انديشههاى متعالى است. امام صادق (ع) در اين زمينه مى فرمايد:
«إِذَا أَرَدْتَ الْحَجَّ فَجَرِّدْ قَلْبَكَ لِلهِ تَعَالَى مِنْ كُلِّ شَاغِلٍ وَ حِجَابٍ» . 45
«زمانى كه عزم حج كردى قلبت را براى خدا از دلمشغولى و حجاب خالى كن.»
بسيارى از مناسك و احكام حج، زائر را براى تحقّق اين هدف بلند آماده مىسازد؛ براى نمونه:
سفر و جدا شدن از مال و فرزند و. . .
حج و عمره با جدا ساختن فرد از دلمشغولىهاى عادى زندگى، حاجى را به عرصههاى ديگرى براى انديشه و تفكر وارد مىسازد. از امام صادق7 در اين مورد چنين نقل شده است:
«إِذَا أَرَدْتَ الْحَجَّ. . . . وَ دَعِ الدُّنْيَا وَ الرَّاحَةَ» .46
«زمانى كه عزم حج كردى. . . دنيا و راحتى را رها ساز.»
در حج وعمره، برنامههايى براى دور ساختن فكر انسان از اشتغال به امور پست وجود دارد مانند:
الف: پوشيدن احرام و پرهيز محرّمات آن
احرام خود گامى مهم در عرصۀ عملى شدن اين مهم است و دورى از محرّمات آن نيز تكميل كنندۀ اين جريان به شمار مىرود؛ مانند نگاه نكردن در آيينه، ترك زينت، پرهيز از بوى خوش، اجتناب از هرگونه تماس و لذت جنسى، حرمت عقد نكاح و شاهد شدن بر آن و. . .