66قرآن براى اهل ايمان هدايت و شفاست و كسانى كه ايمان نمىآورند در گوششان سنگينى است و سبب كورى چشم آنهاست. گويا آنها را از جاى بسيار دور صدا مىكنند.»
على (ع) در باره شفاخواهى از قرآن مىفرمايد:
«وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ عَلَى أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لاَ لأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًى فَاسْتَشْفُوهُ مِنْ أَدْوَائِكُمْ وَ اسْتَعِينُوا بِهِ عَلَى لأْوَائِكُمْ فَإِنَّ فِيهِ شِفَاءً مِنْ أَكْبَرِ الدَّاءِ وَ هُوَ الْكُفْرُ وَ النِّفَاقُ وَ الْغَيُّ وَ الضَّلاَلُ فَاسْأَلُوا اللهَ بِهِ وَ تَوَجَّهُوا إِلَيْهِ بِحُبِّهِ وَ لاَ تَسْأَلُوا بِهِ خَلْقَهُ إِنَّهُ مَا تَوَجَّهَ الْعِبَادُ إِلَى اللهِ تَعَالَى بِمِثْلِه» .6
«بدانيدكه هيچ كس پس از داشتن قرآن، فقر (معنوى) ندارد وبراى هيچ كس پيش از آن، غنا وتوانگرى (معنوى) نيست؛ پس شفاى دردهاى خود را ازآن بخواهيد و در سختىهاى خود از آن يارى جوييد، كه در آن شفاى بزرگترين درد، يعنى كفر و نفاق وگمراهى است؛ از خدا به وسيله قرآن چيز بخواهيد و با دوستى قرآن رو به خدا كنيد.»
علاّمۀ طباطبايى (قدس سره) دربارۀ شفابخشى قرآن، چنين نگاشته است:
«و عدّ القرآن شفاء و الشفاء إنّما يكون عن مرض دليل على أن للقلوب أحوالاً نسبة القرآن إليها نسبة الدواء الشافي إلى المرض، و هو المستفاد من كلامه سبحانه حيث ذكر» .7
«خداوند قرآن را شفا شمرده و چون شفا در پى بيمارى است، بر اين مطلب دلالت دارد كه قلبها حالاتى دارند كه نسبت قرآن به آن همانند نسبت داروى شفابخش به بيمارى است.»
فخر رازى در توضيح اين شفابخشى مىنويسد:
«إنّ محمّداً - صلّى الله عليه و سلّم - كان كالطبيب الحاذق، و هذا القرآن عبارة عن مجموع أدويته التي بتركيبها تعالج القلوب المريضة» .8
«همانا محمد (ص) مانند طبيب حاذق بود و اين قرآن عبارت است از مجموع داروهايى كه با تركيب آن دلهاى بيمار درمان مىشود.»
كيفيت درمان با قرآن
درمان با قرآن چگونه صورت مىپذيرد؟ چگونه مىتوان از اين درمان بهره برد؟ اين درمانها را از يك منظر مىتوان به دو بخش تقسيم كرد:
الف: درمانهاى نظرى (شناختى)
بى گمان مقدمۀ هر انحرافى، انحراف در فكر است. از اين رو، اصلاح انديشه و رهانيدن آن از دام بيمارىها، اقدامى لازم و ضرورتى اجتناب ناپذير است. قرآن كريم با ارائۀ معارف حق، به درمان اين بيمارىها مىپردازد.
تلاوت قرآن و تدبّر در آيات آن، مقدمه اى براى به دست آوردن اين علاج است، بيمارىهايى چون شرك، كفر و نفاق از جمله اين موارد هستند.
ب: درمانهاى عملى