67اين نوع درمان، با به كاربستن برنامههاى عملى حاصل مىگردد. برنامههايى مانند نماز، روزه، انفاقات و حج، از موارد اين نوع درمان به شمار مىروند. از پيامبرخدا (ص) در اين باره چنين نقل شده است:
«يَا عِبَادَ اللهِ، أَنْتُمْ كَالْمَرْضَى، وَ اللهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ كَالطَّبِيبِ، فَصَلاَحُ الْمَرْضَى فِيمَا يَعْلَمُهُ الطَّبِيبُ وَ يُدَبِّرُهُ بِهِ، لاَ فِيمَا يَشْتَهِيهِ الْمَرِيضُ وَ يَقْتَرِحُهُ، أَلاَ فَسَلِّمُوا لِلهِ أَمْرَهُ تَكُونُوا مِنَ الْفَائِزِين» .9
«اى بندگان خدا! شما مانند بيمارانيد و خداوند عالميان همانند طبيب و مصلحت بيمار در دانستههاى طبيب و تدبير او است نه در آنچه بيمار آن را مى پسندد، پس كار خدا را به او واگذاريد تا از رستگاران شويد.»
درمان با حج و عبادات
براى نمونه، اضطراب و ناآرامى از مهمترين گرفتارىهاى روحى و روانى بشر است. قرآن مجيد درمان آن را در پناه ياد خداوند امكانپذير مىداند؛ ( الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللهِ أَلا بِذِكْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ) .10
و كسانى را كه از ذكر رويگردان مىشوند، دچار زندگى تنگ مىداند؛ ( وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى ) .11
آنگاه براى عملى شدن ذكر برنامه مىدهد: ( إِنَّني أَنَا اللهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْني وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري ) .12
نماز، برنامهاى است عملى، براى كسب آرامش و اطمينان، كه در اين آيه مطرح شده است.
حج، نيز از جمله اين داروهاست كه در اين سطور به بررسى آن خواهيم پرداخت.
مرحوم ملكى تبريزى، دربارۀ نقش حج در درمان مىنويسد:
«حج دارويى الهى و مركّب از اجزاى بسيار نافعى براى بيمارىهاى دل است. اين بيمارىها قلب را از عالم نور باز مىدارد؛ مثلاً خرج كردن در حج، بيمارى بخل را معالجه مىكند و تواضع و خوارى در اعمال حج و طواف و نماز، مرض تكبّر را معالجه مىكنند و. . .» .13
آفات و بيمارىهاى نفس
1. شرك به خداوند
شرك به خداوند مهمترين آسيب روحى و معنوى است و آثار زيانبارى را در عرصههاى مختلف فردى و اجتماعى بر انسان وارد مىسازد. قرآن كريم شرك را ظلم بزرگ دانسته است:
( وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظيمٌ ) .14
بديهى است، هر اصلاحى بايد از اصلاح نگرش و بينش آغاز شود؛ زيرا در غير اين صورت اصلاح ميسّر نيست و هر حركت، چرخشى باطل و بى ثمر خواهد بود.
شرك، ظلم و آفت بزرگى است چون:
1. قرار دادن چيزى در غير جاى خود است.
2. غير خدا را معبود و در رتبۀ خدا قرار دادن است.