107در آيۀ 197 سورۀ بقره نيز مىفرمايد: ( الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِي الْحَجّ ) . سرّ اقتصار بر سه عمل (رفث، فسوق و جدال) نه زيادتر؛ اين است كه در علوم عقلى ثابت شده انسان داراى چهار قوّه است: «شهوانيۀ بهيميه» ، «غضبانيۀ سبعيه» ، «وهميۀ شيطانيه» و «عقليۀ ملكيه» و مقصود از جميع عبادات، مقهورگردانيدن قواى سهگانه است؛ يعنى شهويه، غضبيه و وهميه. پس قوله تعالى «فَلا رَفَثَ» اشاره به مقهور نمودن قواى شهويه است، تحت قواى عقل و « وَ لا فُسُوقَ » اشاره به مقهورنمودن قواى غضبيه است كه از سركشى آن تمرّد و نافرمانى پديد مىآيد. « وَ لا جِدالَ » اشاره دارد به مقهورگردانيدن قوۀ وهميه تحت فرمان عقل كه بلند پروازى نكند و در آنچه شأن وى نيست، در ذات خدا و صفات و افعال و احكام او بحث و جدال نكند.
همين قواى سهگانه است كه انسان را وادار مىكند با مردم نزاع و ضدّيت كند و تمام ظلم و تعديات بشر از همين سه قوه سرچشمه مىگيرد. اين است كه در آيه فرمود: ( فَلاَ رَفَثَ وَ لاَ فُسُوقَ وَ لاَ جِدالَ فِي الْحَجّ ) ؛ يعنى كسىكه مقصودش معرفت خدا و محبّت او باشد و بخواهد اطلاع پيدا نمايد بر نور جلال احدى و در سلك خواص از بندگان حق تعالى واقع گردد، بايستى جلو اين قواى سه گانۀ حيوانى خود را ببندد كه هيجان نكنند و اين معانىكه گفته شد، بالاترين اسرارى است در حج، كه مىتوان از اين آيات استفاده نمود. پس سزاوار نيست كه عاقل از آن غافل گردد.71
در تفسير «روح البيان» نيز آمده است: در انسان سه قوّه هست: «شهوانيه» ، «غضبيه» و «وهميه» و در اين آيه « فَلاَ رَفَثَ » نهى از اعمال قوۀ شهويه است و « لاَ فُسُوقَ » نهى از اعمال قوّه غضبيه است و كارهاى زشت و « لاَ جِدالَ » نهى از به كار بردن قوۀ واهمه است. . . مثل بحث در كارهاى زندگى و جنگ و جدال با مردم. پس چون بدى از اين كارها توليد مىشود، نهى كرد و گفت: پرهيزگارى از اين اعمال را پيشه كنيد و از نيروى خِرَد خود الهام بگيريد.72
سعدى در اين باره مىگويد:
از من بگوى حاجى مردم گزاى را
در واقع بايد گفت:
حج در آن واجب شمرد از حسن حال
73
ى ازدهم؛ تعظيم حرمات رحمانى
يكى از بايستگىهاى طريق عرفانى، رعايت ادب و اخلاق و حفظ حرمت و حدود الهى است؛ در واقع سالك إلى الله، بايد هر آنچه را كه از ناحيۀ مقصود و محبوبش صادر شده، بزرگ شمارد و در تعظيم و تكريم آن بكوشد. اين مسأله در حج نمود بيشترى دارد و حج گزار در منازل و مناسكى گام مىگذارد كه بايد بدانها پايبند باشد و دستورات حق را مو به مو اجرا نمايد و محرمات و منهيات او را ترك كند.