106«ملخها به مزرعۀ من گذر كردند، پس گفتم: راهتان را ادامه دهيد و درانديشۀ نابودى اين مزرعه نباشيد. پس گويندهاى از آنها كه بر فراز سنبلى بود، گفت: ما در سفرى هستيم كه به ناچار براى آن بايد توشهاى برگيريم.»
زاد تقوا مىبايد؛ از تقوا دور مىشوى و در معاصى مىآويزى. . . آن به جنّت مىرساند؛ اين به جهنّم مىسپارد. زاد عقبى تقوا بود؛ آن راهى پرآفت است، بپرهيز. بر آن راه توان رفتن كه راهى پر خار و خاشاك است.
از يكى از بزرگان پرسيدند: تقوا چه باشد؟ گفت: هرگز راه خارستان رفتهاى؟ گفت: آرى، گفت: چگونه رفتى؟ گفت: برحذر و هشيار و دامان در چاك زده. گفت: تقوا آن است كه در راه دين همچنان روى؛
خلّ الذّنوب صغيرها
«مردان بودهاند كه در راه دنيا هم تقوا زاد كردند؛ چنانكه راه آخرت را زاد از تقوا ساختند.»67
دهم؛ تعديل قواى نفسانى
انسان داراى قواى نفسانى است كه با كوچكترين غفلت و بىتوجهى، او را در ورطۀ كژروى و گرداب تباهى مىاندازد و از مسير إلى الله باز مىدارد. از اين رو بايد همواره به مراقبت و محافظت از آنها بپردازد و جهت جلوگيرى از افراط و تفريط، به تعديل اين نيروهاى درونى همّت گمارد. سفر عرفانى حج اين فرصت را براى انسان فراهم مىسازد كه دقيقتر و جدّىتر به كنترل قواى نفسانى بپردازد و تمرين تهذيب نفس و مجاهده درون بكند. اين از بزرگترين منفعتها و بهرههايى است كه او مىتواند از اين سفر قدسى ببرد؛ چنان كه دربارۀ آيۀ (ٍ لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللهِ. . . ) آمده است: از جمله منافع اخروى و اخلاقى حج، آن است كه از زمان ورود حجگزاران به حرم امن الهى و با التزام قلبى و عملى به تروك احرام (محرمات احرام) ، همۀ حركات و رفتار و گفتار زائران را تحت نظر و كنترل قرار مىدهد و تعديل و انتظام مىبخشد. اين خاطرۀ [نورانى] هيچگاه از روان انسان محو شدنى نيست و دربارۀ تعديل قوا، تأثير و نقش مؤثرى خواهد داشت. 68
در آيۀ ديگر مىفرمايد: ( . . . فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِي الْحَجِّ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللهُ وَ تَزَوَّدُوا. . . ) .69
ابن عربى دربارۀ اين آيه مىنويسد: «هركسكه عزيمت حج نمود و ملتزم نسك آن شد، پس «فلارفث» ؛ يعنى نبايد مرتكب فاحشهاى شود كه از قواى شهوانى ظهور مىكند و «لافسوق» يعنى قواى غضبى نبايد از اطاعت قلب خارج گردد و «لا جدال» ؛ يعنى قواى بيانى (نطقى) ، نبايد در حج شيطنت و ريا كند.
همۀ اينها زمانى است كه قصد «خانۀ دل» كند و لازمۀ آن نيز برگرفتن توشه است ( وَ تَزَوَّدُوا ) كه ناشى از فضايل اخلاقى و پرهيز از رذايل است. اين توشه، پرهيزگارى است كه حج گزار بايد در اعمال و نيات خود آنها را رعايت كند؛
«فِي الْحَجِّ، أي: في قصد بيت القلب وَ ما (تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ) من فضيلة من أفعال هذه القوى الثلاث بأمر الشرع والعقل دون رذائلها (يَعْلَمْهُ اللهُ) ويثبكم عليه (وَ تَزَوَّدُوا) من فضائلها التي يلزمها الاجتناب عن رذائلها (فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى)»
. 70