86- «رَأْسُ الْعِلْمِ الْحِلْمُ» ؛67 «رأس دانش حلم است.»
- «لَنْ يُثْمِرُالْعِلْمُ حَتَّى يُقَارِنَهُ الْحِلْمَ» ؛68 «علمى كه همراهش حلم نباشد سودى ندارد.»
كارآيى مبلّغ هنگامى روشن مىشود كه درياى علم و حلم را به هم بياميزد و از عمق اين درياى پهناور لؤلؤ و مرجان مواعظ و نصايح سازنده را به ديگران ارزانى دارد.
از جلوههاى شرح صدر و حلم، كه خداوند در قرآن كريم به پيامبر (ص) دستور مىدهد و نمود اين صفت را روشن مىسازد:
خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ .69
«عفو را پيشه كن و به نيكى فرمان ده و از جاهلان اعراض كن.»
در اين آيه، به سه وظيفه از وظايف مبلّغان اشاره شده است:
. . . سومين وظيفه آن استكه در برابر جاهلان بردبار و حليم باشند؛ زيرا همواره در راه تبليغ، افراد لجوج وكوتاه فكر وجود دارند كه مبلغ را آماج تهمتها و شايعهها قرار مىدهند. راه پيروزى براين گونه افراد گلاويز شدن با آنان نيست بلكه كارسازترين راه، تحمّل و حوصله است.
در همين راستا است كه قرآن كريم ما را به اسوههاى حلم و بردبارى متوجه مىسازد:
إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ ؛70 «ابراهيم بردبار و نازك دل و فرمان برداراست.»
قَالُوا يَا شُعَيْبُ. . . إِنَّكَ لأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ ؛71 «گفتنداى شعيب. . . به راستى تو مردى بردبار و خردمند هستى.»
بدينسان نتيجه مىگيريمكه اگر مبلغان داراى سعۀ صدر و سينۀ گشاده وصبور در برابر مشكلات باشند، هيچگاه در راه تبليغ دچار دلسردى و دلتنگى نمىشوند و همواره با دلى مطمئن و روحى درياگونه به جنگ دشوارىها مىروند و طوفانها آرامش اقيانوس روح آنان را بر هم نمىزند؛ مشكلات و سختىهاى راه آنان را به زانو در نمىآورد و كارشكنىهاى دشمنان آنان را از هدفشان مأيوس نمىسازد و اثر كلامشان در روحهاى تشنۀ حقيقت، نفوذ مىنمايد.
فصل نهم: صبر و استقامت
عنصر صبر و شكيبايى در كار تبليغ، عنصرى است اساسى و سازنده. مكارم اخلاقى بيشتر از صبر برمىخيزد. ايمان بدون صبر، همانند پيكر بدون سر است. مبلغان در امر تبليغ، بيش از هر چيز به اين صفت نيازمندند؛ زيرا همواره در برابر افكار منحط و خرافات جارى در جامعه و با افراد سودجو و زورگوكه با تعميق ارزشها، منافعشان به خطر مى افتد، روبهرو مىشوند و بدون صبر و مقاومت نمى توانند بر آنان فائق آيند. آنان چون «تواصى به حق» مى كنند، شايسته است كه به «صبر در راه حق» نيز متخلّق باشند.
قرآن كريم دربارۀ صبر و مقاومت پيامبران الهى مى فرمايد:
(وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلى ما كُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا وَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِ اللهِ وَ لَقَدْ جاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلينَ) 72
«پيش از تو نيز پيامبرانى تكذيب شدند و در برابر تكذيبها، صبر و استقامت كردند و (در اين راه،) آزار ديدند، تا هنگامى كه يارى ما به آنها رسيد. (تو نيز چنين باش! و اين، يكى از سنتهاى الهى است) و هيچ چيز نمىتواند سنتهاى خدا را تغيير دهد و اخبار پيامبران به تو رسيده است.»
پروردگار متعال، هدايتگران و مبلغان آگاهى بخش را با دو ويژگى «صبر» و «يقين» مىستايد:
وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّۀً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ ؛73
«از ميان آن قوم پيشوايانى پديد آورديم كه چون صبورى پيشه كردند و به آيات ما يقين داشتند به فرمان ما به هدايت مردم پرداختند.»
از اين آيه استفاده مىشود: مبلّغ بايد هم در بُعد نظرى و اعتقادى بهكمال برسد (يقين) و هم در صحنۀ عمل وعينى به صفت نيك (صبر) دست يابد.