85فصل هشتم: شرح صدر و حلم
از شرايط لازم و كارساز براى مبلّغ دين و از وظايف نخستين داعى الى الله، سعۀ صدراست.
راغب مىنويسد: «الحلم ضبط النفس و الطبع عن هيجان الغضب» .59
كنترل نفس وطبيعت به هنگام هجوم غضب را «حلم» گويند و متصف به اين حالت را «حليم» نامند. دراخلاق ناصرى آمده است:
«حلم آن است كه نفس را طمأنينتى حاصل شود كه غضب به آسانى تحريك او نتواند كرد واگر مكروهى بدو رسد مغلوب نگردد و در شغب نبايد.»60
راغب در معناى شرح صدر مىنويسد:
«أصل الشرح بسط اللحم و نحوه و منه شرح الصدر؛ أى بسطه بنور إلهى و سكينۀ من جهۀ الله تعالى و روح منه» .61
«ريشۀ لغوى «شرح» ، پهن كردن وگستردن گوشت و مانند آن است و شرح صدر يعنى روح و جانى كه به نور الهى و آرامش خدايى وسيع شود.»
استاد شهيد مرتضى مطهرى، ميان «شرح صدر» و «سعه صدر» فرق قائل شده و اين دو را متفاوت دانسته است:
«. . . درهرجايىكه شرح صدر باشد سعۀ صدر هست، اما هر سعۀ صدرى را نمى توان شرح صدر ناميد. هرجاكه شرح باشد، قهراً توسعه هم هست ولى هرجاكه توسعه باشد، الزاماً شرح نيست.»62
اكنون كه در صدد تحقيق دربارۀ اين موضوع نيستم، به همين اندازه اكتفا مىكنم كه: حلم، سعۀ صدر، شرح صدر، ظرفيت وسع روحى، پرحوصلگى و. . . همه نشانۀ كمال روحى يك انسان است و قرآن دراين باره مى فرمايد:
«فمن يردالله ان يهديه يشرح صدره للاسلام و من يرد ان يجعل صدره ضيقا حرجا كانما يصعد فى السماء. . .» .63
«آن را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينه اش را براى پذيرش اسلام وسيع مى سازد و آن را كه بخواهد گمراه سازد سينهاش را آنچنان تنگ مىسازد كه گويا مى خواهد به آسمان بالا رود.»
اين صفت روحى براى كسانى كه رياست، مديريت، رهبرى و هدايت ديگران را به عهده دارند، از اهميت بيشترى برخوردار است.
اگر مبلّغ در برنامۀ تربيتى و هدايتىاش از اين نعمت الهى برخوردار نباشد، درانجام رسالت تبليغىاش ناكام خواهد ماند و بار امانت دعوت و تبليغش را به سر منزل مقصود نخواهد رساند. از اين روى، خداوند به پيامبر (ص) مىفرمايد:
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ، وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ الَّذِى أَنْقَضَ ظَهْرَكَ .64
«آيا ما سينۀ تو را گشاده نساختيم؟ و بار سنگين را از تو برنداشتيم؟ همان بارى كه سخت بردوش تو سنگينى مى كرد؟»
مفسران گفتهاند: در اينجا خدا به پيغمبر (ص) منّت مىگذارد؛ يعنى اين نعمت سنگين و بزرگ را يادآورى مىكند. اين خود دليل بر اهميت اين صفت نيك و شايسته است. حضرت موسى (ع) آنگاه كه مأموريت دعوت و تبليغ پيدا مىكند، در آغاز حركت وانجام مأموريتش همين صفت را از خداوند طلب مىكند:
رَبِّ اشْرَحْ لِى صَدْرِى وَ يَسِّرْ لِى أَمْرِى وَ احْلُلْ عُقْدَۀً مِنْ لِسانِى يَفْقَهُوا قَوْلِى 65
به هر نسبتى كه مديريت و حوزۀ كار اجتماعىِ انسان وسيعتر باشد، به خصلت «سعۀ صدر» بيشتر نيازمند است. مبلّغان اسلامى از آن جهت كه حوزۀ فعاليت و تلاششان تودۀ مردم است و با افراد متفاوت وگوناگونى برخورد دارند، به اين صفت اخلاقى نيز نياز بيشترى دارند.
شايستۀ مبلّغان است كه تحمّل نظر مخالف را داشته باشند و از انتقاد ديگران نرنجند، با مسائل و واقعيات جارى زمان با وسعت نظر برخورد كنند و هيچگاه در برابراظهار نظر ديگران وقار و متانت خود را از دست ندهند. على (ع) در بارۀ حلم و بردبارى و سعۀ صدر براى عالمان، مىفرمايد:
- «الْحِلْمُ زِينَۀُ الْعِلْمِ» ؛66 «حلم و بردبارى زينت علم است.»