99
وامّا منارههاى مسجدالحرام
براى اذان، پس آنها در اين زمان هفت عدد منارهاند كه بر آنها اذان گفته مىشود در اوقات خمسه:
يكى: از آن، منارۀ باب عمره است.
دوّم: منارۀ باب السلام.
سوم: منارۀ باب على.
چهارم: منارۀ باب الحَزْوره.
پنجم: مناره باب الزياده.
ششم: منارۀ مدرسۀ سلطان قايتباى كه واقع است در ميان صفا و مروه به قرب مسعى.
هفتم: منارۀ سلطان سليمان خان كه واقع است در ميان باب الزياده و باب السلام.
و مسجد الحرام را در زمان سابق منارههاى ديگر نيز بودند كه ذكر نمودهاند آنها را علماى تواريخ در كتب خود، ولكن باقى نمانده است چيزى از آنها در اين زمان، هذا مُحصَّل كلام القطب و غيره.
فايده
پيشتر از علاّمه قهستانى تعداد جمله ذراعهاى مسجدالحرام گذشته بود كه آن صد هزار گز و بيست هزار گز است، ولكن تحقيق آن است كه: علاّمه فاسى در تاريخ صغير خود مسمّى به تحصيل المرام نقل نموده و گفته كه ذراع كردم من مسجد الحرام را به ذراع حديد و از وى ظاهر مىشود تحرير آن به ذراع دست. پس يافتم طول او را از ديوار غربى تا ديوار شرقى - كه مقابل اوست - مقدار سيصد و پنجاه و شش گز و ثُمن گز به ذراع حديد. پس باشد آن به ذراع دست چهار صد و هفت گز، و بود پيمودن من آن را از ميان ديوار غربى تا ميانۀ ديوار شرقى به حيثيتى كه مرور مىنمودم من در داخل حطيم متّصل به ديوار شامى از كعبه، و يافتم عرض مسجدالحرام را از ديوار شامى تا ديوار يمانى دو صد و شصت و شش گز به ذراع حديد، پس باشد آن به ذراع دست سيصد و چهار گز و بود پيمودن من آن را از ميانۀ ديوار شامى تا ميانۀ ديوار يمانى؛ به حيثيتى كه مرور مىنمودم در مابين جانب شرقى از كعبه و مقام ابراهيم، بلكه بودم من اقرب به سوى مقام. انتهى ما ذكره الفاسى.
پس بر اين تقدير، جمله گزهاى مسجدالحرام به حساب ضرب، به موجب ذراع حديد، نود و چهار هزار و شش صد و نود و شش ذراع مىشود و به موجب ذراع دست يك لك 1و بيست و سه هزار و هفتصد و بيست و هفت گز مىشود، فليتدبرّ، والله اعلم.