98و نسبت كرده شود اين سنگها به سوى بئر شُميس - به صيغۀ تصغير - كه آن چاهى است ما بين مكّه و بندر جدّه. گويند كه حدّ حرم از جانب جدّه همين چاه است و هستند نزد اين چاه كوههاى زرد رنگ كه برآوردند از آنها اين سنگها را و آوردند به سوى مكّۀ مشرّفه. پس جملۀ اين ستونهاى شُميسى دو صد و چهل و چهار ستوناند؛ از آنها در جهت شرقى از مسجدالحرام سىستون هستند و در جانب شمالى از وى، چهل و چهار ستوناند و در جهت غربى از وى سىوشش ستوناند و در طرف جنوبى او هفتاد وشش ستوناند و در اركان اربع مسجدالحرام چهار ستون هستند، در هر رُكنى يكى و در زيادت دارالندوه سىوشش ستوناند و در زيادت باب ابراهيم هژده ستوناند.
امّا قُبّههاى مسجدالحرام
پس يكصد و پنجاه و دو قُبّه هستند؛ از آنها در جانب شرقى مسجدالحرام بيست و چهار قُبّه است و در جانب غربى از وى، بيست و چهار قُبّه است و در جانب شمالى از وى، سىوشش قُبّه است و در جانب جنوبى از وى، سىوشش قُبّه است و در ركن مسجدالحرام كه به قرب منارۀ حَزْوره است يك قُبّه است و در زيادت باب الندوه شانزده قُبّه است و در زيادت باب ابراهيم پانزده قُبّه است.
وامّا شرافات مسجدالحرام
اعنى كنگرههاى آن، پس جمله يك هزار و سيصد و شصت و دو كنگره است؛ از آنها در جانب شرقى آن بيست و هفت از رُخام است، كه در ميان آن يك كنگره در جانب شرقى آن طويل است و باقى يكصد وسى و پنج از حَجَرهاى شُميسى است و در جانب شمالى آن سيصد و چهل و يك كنگره است؛ از آنها هفت از رُخام است كه در آنها سه كنگره است طويل و باقى از حجر شُميسى است و در جانب غربى آن دو صد و چهار كنگره است؛ از آنها هفتاد و پنج از رُخام است كه در ميان آنها يك كنگره طويل است و باقى از حجر شُميسى است و در جهت جنوبى آن سيصد و سى و پنج كنگره است؛ از آنها هفتاد از رُخام است كه در آن سه كنگره طويلاند و باقى از حَجَر شُميسى است و در زيادت باب الندوه يكصد و نود و يك كنگره است همه از حَجَر شُميسى است و در زيادت باب ابراهيم يكصد و چهل و شش كنگره است همه از حجر شُميسى است، فقط نُه از غير او.