100
فصل؛ در بيان مقدار مطاف
كه همان بود قدرِ مسجدالحرام در زمان پيغمبر خدا9. بايد دانست كه مولانا ملاّ على قارى در شرح منسك متوسط گفته كه: مُراد به مطاف، مكانى است كه تعيين كرده شده براى طواف و همان مقدار بود مسجدالحرام در عهد پيغمبر9. انتهى.
و مولانا قطب الدين مكّى در تاريخ مكّۀ معظّمه گفته كه: مطاف مطلق مقدارى است در حوالى بيت شريف كه فرش كرده شده است او را الآن با حَجَرهاى تراشيده از قسم حَجَر صُوّان و بود عمارت مطاف در سنۀ احد و ستّين و تسعمائۀ به امر سلطان سليمان خان بن سلطان سليمخان، از سلاطين روم. انتهى ما أفاده القطب.
و گفتهاند كه بود ابتداى فرش مطاف به سنگهاى مذكوره در ايام خلافت سلطان سليم خان ثانى بن سليمخان اول كه از سلاطين روم بود و بود خلافت او در اواخر مائه عاشره. و پيشتر از آن، علامت كرده بودند موضع مطاف را به وجهى ديگر؛ يعنى نصب نموده بودند بر نهايت حاشيۀ مطاف سنگها را به شكل دايره و مرتفع ساخته بودند آنها را از زمين تا واضح و هويدا گردد حدّ مطاف.
و نيز بايد دانست كه مطّلع نشده بودم من در وقت تأليف اين رساله، بر كتابى كه تقدير نموده باشد ارض مطاف را به ذراعها، پس تقدير نمودم من او را به نفس خود به ذراع شرعيه، كه آن بيست و چهار انگشت است.
پس بدان كه مطاف واقع است بر هيئت تدوير، نه به صورت تربيع، و تدوير او هم از جميع جوانب يكسان نيست و از اين سبب ذراع كرديم او را از جوانب اربعۀ كعبه، از مقابلۀ وسط كعبه. پس، از جانب شمالى كعبه از خارج ديوار حطيم بيست و پنج ذراع و يك شِبر و دو انگشت و از جانب غربى كعبه، سىو چهار ذراع و دو انگشت كم شد و از جانب جنوبى كعبه سى و يك ذراع و هشت انگشت و از جانب شرقى كعبه تا نهايت باب السّلام قديم چهل [و چهار] ذراع شد و حساب كرده شده است اين ذراعها در جميع جوانب از مقابلۀ وسط كعبه، نه از اركان و نه از آن مكان كه واقع است ميان وسط و اركان. و اگر حساب كرده شود از مقابله و غير وسط كعبه ظاهر است كه مخالفت به اين مقدار خواهد شد، به سبب آن كه مطاف واقع است بر هيئت تدوير نه بر صورت تربيع. فَلْيتَدَبَّر، و الله تعالى أعلم بحقيقۀ الحال، و اليه المآل. 1