68از محمد بن داود آوردهاند كه گفته بود: سپاهيان به تعقيب زكرويه سوى چشمههاى طف رفتند. سپس از آنجا برفتند كه خبر يافته بودند كه وى در سلمان است.
علان بن كشمرد با گروهى از سواران نخبۀ سپاه، از راه جادۀ مكه سوى زكرويه رفت تا در سبال فرود آمدند. سپس از آنجا سوى واقصه رفت و از آن پس كه كاروان نخستين گذشته بود، آنجا فرود آمد. زكرويه در راه خويش به طايفههايى از بنى اسد گذشت و آنها را از خيمههايشان گرفت و با خويش ببرد. وى آهنگ حج گزاران بازگشته از مكه داشت و از جاده، آهنگ آنها كرد.
چهارده روز مانده از محرم اين سال، خبر پرنده [خبر الطير] از كوفه آمد كه زكرويه به روز يكشنبه، يازده روز رفته از محرم، در راه مكه در عقبه، راه كاروان خراسانيان را بسته كه با وى به سختى نبرد كردهاند. از آنها پرسيده كه سلطان ميان شما هست؟ گفتهاند: «سلطانى در ميان ما نيست و ما حجگزارانيم.» به آنها گفته: «برويد كه من قصد شما ندارم.» اما چون كاروان روان شده، از پى آنها برفته و بر آن تاخته، يارانش نيزهها را در شتران فرو مىبردهاند و شكم آن را مىدريدهاند كه فرارى مىشده. كاروان درهم ريختهاند و ياران خبيث بر سر حج گزاران ريختهاند و چنان كه مىخواستهاند آنها را مىكشتهاند. مردان و زنان را كشته و هر كس از زنان را كه خواستهاند اسير گرفتهاند و هرچه را در كاروان بوده به تصرف آوردهاند.
يكى از كسانى كه از اين كاروان گريخته بود، به علان بن كشمرد رسيد كه خبر از وى پرسيد و رخداد كاروان خراسانيان را به او گفت و گفت: «ميان تو و آن قوم، جز اندكى نيست، امشب يا فردا كاروان دوم مىرسد كه اگر علمى از آن سلطان را ببينند، دلهاشان قوت گيرد، دربارۀ آنها خدا را، خدا را.» علان، همان دم بازگشت و به همراهان خويش دستور بازگشت داد و گفت ياران سلطان را به معرض كشته شدن نمىبرم. پس از آن، زكرويه بيامد و كاروان دوم بدو رسيد و چنان بود كه سلطان خبر فاسق و رفتار وى را با حج گزاران، همراه گروهى از فرستادگان كه از راه جاده بگشته بودند به سران كاروان دوم و سوم و كسانى از سرداران و دبيران كه در آن بودند، نوشته بود و دستور داده بود كه از وى حذر كنند و از جاده بگردند و سوى واسط و بصره روند، يا سوى فيد يا مدينه بازگردند، تا سپاهيان به ايشان برسند. اين نامهها بدانها رسيد، اما نشنيدند و نماندند و توقف نكردند. مردم كاروان روان بودند، مبارك قمى و احمد بن نصر عقيلى و احمد بن على همدانى نيز با كاروان بودند. وقتى به فاجران رسيدند كه از واقصه حركت كرده بودند و آبهاى آن را كور كرده بودند و بركهها و چاهها را با مردار شتر و اسبانى كه همراه داشته بودند و شكم آن دريده بود، پر كرده بودند. به روز دوشنبه، دوازده روز رفته از محرم، قرمطيان به منزلگاه عقبه رسيدند. مردم كاروان دوم با آنها نبرد كردند، ابوالعشائر با ياران خويش پيشاپيش كاروان بود. مبارك قمى با همراهان خويش در دنباله كاروان بود. ميان آنها پيكارى سخت رفت، چندان كه قرمطيان را عقب راندند و نزديك بود بر آنها ظفر يابند، اما فاجران از