63شد. در سال 158 هم در سفر مكه بود كه درگذشت. در زمان او، مسؤول براى نظارت بر راه حج، به ويژه تأمين آب و اصلاح چاهها ايجاد شده بود.9
دوران مهدى، دوران مهمى براى اصلاح راه حج بود. طبرى نوشته است:
در سال 161، مهدى بگفت تا در راه مكه از قادسيه تا زباله قصرهايى بسازند وسيعتر از قصرهايى كه ابوالعباس ساخته بود و بگفت تا بر قصرهاى ابو العباس بيفزايند. منزلگاههايى را كه ابو جعفر ساخته بود، به حال خود باقى گذاشت و بگفت تا در هر آبگاهى آبگير بسازند و ميلها و بركهها را تجديد كنند و پهلوى آبگيرها چاه حفر كنند. اين كار را به يقطين بن موسى سپرد و همچنان تا به سال صد و هفتاد و يكم با وى بود و أبوموسى برادر يقطين در اين كار جانشين وى بود.10
عباسيان تا دو قرن پس از آن، حاكمان مكه را از افرادى از خاندان خويش مىگماردند و به همين دليل به حجاز به چشم جايى بس مهم مى نگريستند. منصور و سپس فرزندش چندين بار به حج آمدند و لازمۀ اينها توجه ويژه به اصلاح اين مسير و فراهم كردن زمينه براى سفرهاى آسانتر بود. مقريزى نوشتهاست:
«در هر منزل، منازل خاصى براى خلفا ساخته شد تاآنان درسفرىكه دارند در آنها اقامت كنند. در اين خانه ها فرش و پرده و ظروف و وسايل ديگر وجود داشت.»11
مهدى عباسى در سال 164 قصد سفر حج كرد اما وقتى به عقبه رسيد، احساس كرد كه آب بسيار بدبو و تلخ است و به همين دليل از سفر خوددارى كرده يقطين بن موسى را كه مسؤوليت اصلاح آبها و چاهها را داشت ملامت كرد. طبيعى است كه پس از آن تصميم گرفته باشد تا در اين باره اقدام قاطعى به عمل آورد.
در كتاب «المناسك» از جاهايى ياد شده است كه مهدى دست به اصلاح آنها زده و نام وى روى آن اماكن تا قرن سوم باقى مانده بود. بهترين نوع صدقات از سوى خليفه يا اطرافيان وى، كندن چاه در اين مسير و ايجاد بركه بود؛ به طورى كه حجاج بتوانند به آسانى از آب آنها بهره برده و گرفتار عطش و هلاكت نشوند.
در سال 166 مهدى عباسى فرمان داد در اين مسير «بريد» ايجاد شود و اين براى نخستين بار بود كه رخ مىداد. اگر تا آن زمان مشكل راه تنها مسأله حج و تجارت بود، اين بار كار بريد كه نوعى كار اطلاع رسانى و اطلاعاتى و حكومتى بود، مىتوانست عاملى براى اصلاح بهتر اين مسير باشد. براى اين كار شتران و قاطرها و ابزار ديگرى در نظر گرفته شد و اينها به تجهيز اين راه كمك مىكرد.12
هارون الرشيد (193 - 170) هشت بار به سفر حج رفت و در اين سفرها بود كه اموال زيادى را براى اصلاح مسير و همين طور كمك به مردم مكه و مدينه هزينه مىكرد. هارون به اهميت تسلّط معنوى بر حرمين آگاه بود و مىدانست كه اين كار، از عوامل اصلى استوارى دولت و خلافت اوست. حتى گفتهاند برخى از اين سفرها با پاى پياده طى شد. هر بار كه به سفر مىرفت تعداد زيادى از عالمان و فقيهان نيز او را همراهى مىكردند و وى تمامى هزينههاى آنان را مىپرداخت.13
از نقاطىكه در اين مسير نهايت اهميت را داشت، منطقۀ «ربذه» بود كه 120 ميل با مدينه فاصله داشت و هارون معمولاً از آنجا عبور مىكرد. اين همان منطقهاى است كه ابوذر به فرمان عثمان به آنجا تبعيد شد و زمانى كه درگذشت، كاروان حج عراق كه عبدالله بن مسعود همراهش بود، به آنجا رسيد و در وقت مرگ بالاى سر ابوذر بود.
نويسندۀ «الامامۀ و السياسه» خبرى در بارۀ حنث قسم هارون و پياده به حج رفتن او ياد مىكند. در همين سفر است كه زبيده هم همراه اوست. زمانى كه او قصد خود را براى وزيرش عمرو بن مسعده بيان مىكند، عمرو مىگويد:
گفتم: اى امير مؤمنان، امسال را بگذار، شايد در سال آينده كار راحتتر شود.
هارون گفت: پذيرفتم.