41
بَراء بن معرور، نقيب مدينه
بَراء بن معرور در بيعت عقبه، از سوى پيامبرخدا (ص) ، به نقابت و مهترى قومش در مدينه برگزيده شد. اين كار به دليل جايگاه و عظمتى بود كه براء در نزد پيامبر داشت. او در فاصلۀ پيمان عقبه، تا هجرت پيامبرخدا (ص) به يثرب، در اين شهر تلاش گستردهاى در انتقال پيامهاى پيامبر به قوم خويش نمود و بيشتر آنان، توسط براءبن معرور مسلمانى را برگزيدند.6
نماز پيامبر خدا و على (عليها السلام) بر جناز براء بن معرور
روايات در تاريخ وفات بَراءبن معرور گوناگون است؛ برخى وفات او را يك ماه پيش از هجرت دانستهاند. اين روايات با روايات متواتر ديگرى كه وفات وى را در چهار ماه نخست هجرت دانسته، متناقض است و ظهور بيشتر روايات، حاكى از آن است كه براء در چهار ماه نخست هجرت پيامبر (ص) در مدينه از دنيا رفته است.
علامۀ مجلسى (رحمة الله) ، مرگ او را در چهار ماه نخست هجرت دانسته است.
وى مىنويسد: «هنگامى كه جنازۀ براءبن معرور را نزد پيامبرخدا آوردند تا بر او نماز بگزارد، فرمود: على بن ابى طالب كجا است؟ گفتند: او به قُبا، در پى كار يكى از مسلمانان رفته است. پيامبر خدا نشست و بر او نماز خواند. گفتند: اى فرستادۀ خدا، چرا بر او نماز نمىخوانى؟ گفت: خداى بزرگ فرمود: نماز او را به تأخير اندازم تا على هم برسد و در نمازش حاضر شود و او را نسبت به سخنى كه در حضور من به او گفت، حلال كند. يكى از افرادى كه شاهد داستان گفتگوى براء با على7 بود گفت: اى فرستادۀ خدا، براء با على شوخى كرد و سخنى جدّى نگفت تا خداوند او را بدان مؤاخذه و سرزنش كند. پيامبر9 فرمود: اگر جدى گفته بود، خداى متعال همۀ اعمالش را نابود مىساخت، گرچه از عرش تا فرش زر و سيم صدقه داده باشد، اما او شوخى كرد و در اين مورد، از سوى على حلال شده است، اما من مىخواهم كه كسى از شما نپندارد على از براء ناخشنود است. از اين رو مىخواهم على حلاليت را ابراز كند تا خداوند بر قرب و بلندى مقام او در بهشت بيفزايد. چيزى نگذشت كه على بن ابىطالب حاضر شد و در برابر جنازه ايستاد و گفت: اى بَراء، خدايت رحمت كند! تو مردى بسيار روزه دار و نمازگزار بودى و در راه خدا از دنيا رفتى. آن گاه پيامبرخدا9 فرمود: اگر ميتى از دعاى پيامبر بىنياز بود، بىشك اين دوست شما با دعاى على در بارۀ او بى نياز شده (يعنى ديگر با دعاى على، براء نيازى به دعاى رسول الله ندارد) سپس پيامبرخدا برخاستند و بر جنازۀ براء نماز گزاردند و در بقيع، بدن مطهرش را دفن نمودند.»7
«پيامبر خدا (ص) چون از تجهيز و تكفين براء بن معرور فارغ شدند و در مجلس عزا نشستند، فرمودند: شما اى بازماندگان و اولياى بَراء، به تبريك سزاوارتريد تا تسليت؛ زيرا براى براء در حجابهاى آسمان، قبهاى بر پا شد تا روحش به آسمان عروج كند. روح او را به بهشت بردند و همۀ خازنان بهشتى، روحش را دريافت نمودند.»8
«
وَ صَلَّي رَسُولُ اللهِ صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلِهِ، عَلَيهِ وَ كَبَّرَ أَربَعاً وَ دَفَنَهُ بِالبَقِيعِ » .9
«و پيامبرخدا (ص) بر جنازۀ او نماز گزارده، چهار تكبير گفتند و در بقيع دفنش كردند.»
28. بِشر بن براء بن معرور
شخصيت نام آور ديگرى كه در بقيع دفن گرديده، بشر بن براء بن معرور است.
براء بن معرور، فرزندى دارد به نام بِشر كه او نيز از بزرگان و اشراف مدينه است و در عقبه با پيامبرخدا بيعت كرد و در بدر و اُحُد و ديگر غزوات پيامبر شركت داشت و در راه پيامبر و آرمانهاى والاى آن حضرت جانفشانىهاى فراوان نمود.
روايات فراوانى حضور او را در عقبه مورد تأكيد قرار دادهاند.
«
وكان أهل بيعة العقبة الآخرة، ثلاثة وسبعين رجلاً و امرأتين وهم: أسيد بن حضير النقيب، أبو الهيثم بن التيهان النقيب. . . البراء بن معرور النقيب، بشر بن البراء الخزرجي و. . . »10
«و اهل بيعت عقبۀ آخر، هفتاد و سه مرد و دو زن بودند. . . كه از جمله آنان، اسيد بن حضير نقيب، ابوالهيثم بن تيهان، نقيب قوم خويش، براء بن معرور، نقيب قومش و بشر بن براء بن معرور خزرجى بودند.»