42
همراه با پيامبر در خيبر
از غزوههايى كه در آن، بِشر بن بَراء بن معرور، بيش از هميشه، در كنار پيامبر بوده، حادثۀ خيبر است. هنگام نماز و در زمان غذا خوردن، با پيامبر بوده است. پيامبر به ايشان علاقه داشته و اين علاقه را بارها به وى اظهار كردهاند.
توطئ يهود بر ضدّ پيامبر و شهادت بِشر
هنگامى كه پيامبر خدا (ص) ، خيبر را فتح كرد و پيش از آن، در غزوههاى فراوانى بر يهود چيره شد، بر آنان سنگين آمد، از اين رو زنى يهودى به نام زينب، دختر حارث، برادرزادۀ مرحب، براى گرفتن انتقام از پيامبر در قتل برادرش مرحبِ خيبرى، در ماجراى فتح خيبر، تصميم گرفت به گونه اى پيامبر را به قتل برساند و به ايشان سم بخوراند، بنابراين، پرسيد: پيامبر از اعضاى گوسفند، كدام عضو را بيشتر از همه دوست مىدارند؟ گفتند: پيامبر دست گوسفند را دوست دارد. به اين جهت، گوسفندى را ذبح كرده و همۀ آن را كباب كرد و سم در اعضاى آن، به خصوص دستهايش قرار داد و خدمت پيامبرخدا (ص) آورد. پيامبر لقمهاى از آن غذا در دهن گذاشتند و بى درنگ از دهن بيرون آورده، فرمودند: دست نگهداريد كه اين غذا، خودش مىگويد من مسموم هستم. همۀ ياران دست كشيدند ولى بشر بن براء ابن معرور قبل آن، لقمهاى را فرو برده بود كه همين لقمه به شدت در وجود او اثر گذاشت و همانجا از دنيا رفت. و در واقع به شهادت رسيد، توسط زنى يهودى، كه بر اساس تحريك ديگر يهوديان در آن غذا سم ريخته بود.
«
حدّثنا وهب بن بقية، حدثنا خالد، عن محمد بن عمرو، عن أبي سلمة، أنّ رسول الله - صلّي الله عليه (و آله) و سلم - أهدت له يهودية بخيبر شاة مصلية. . . كانت زينب بنت الحارث زوجة سلام بن مشكم و لم يأ كل النبي (ص) و الآكل كان بشر بن براء بن معرور، فمات بشر بن براء بن معرور الأنصاري » .11
«وهب بن بقيه گويد خالد براى ما روايت كرد از محمد بن عمرو، و او از ابو سلمه كه زنى يهودى، به نام زينب دختر حرث (حارث) همسر سلام ابن مشكم، گوسفندى مسموم را براى پيامبر خدا (ص) آورد، اما حضرت از آن تناول نكرد و فقط در دهانش گذاشت و بيرون آورد، اما بشر بن براء بن معرور، لقمهاى خورد و در اثر سمّ آن، از دنيا رفت.»
البته در سندهاى مورد اعتماد تاريخى آمده است كه پيامبرخدا، گرچه از غذا نخورد، اما همان لقمهاى را كه در دهان خويش گذاشت، اثر سم در وجود مباركش باقى ماند و گاهى در وجود آن گرامى اثر مىگذاشت و حال ايشان را منقلب مىساخت و به همين جهت بسيارى از مورّخان عقيده دارند كه پيامبر (ص) در اثر همان سم زن يهودى، به شهادت رسيدهاند و مرض آخرين ايشان اثر سم زن يهودى بوده كه در خيبر به پيامبر داده شده است.
موعظ بِشر در برابر يهود
بشر بن براء بن معرور، همراه با معاذ بن جبل، در جريان خباثتهاى مكرر يهود، به ميان آنان رفته و به موعظه شان پرداخته است.
در كتاب «متفرقات در اسباب نزول» اينگونه آمده است:
«نزلت هذه الآية في بني قريظة و بني نضير؛ ( وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ، فَلَعْنَةُ اللهِ عَلَى الْكَافِرِينَ ) .12
«اين آيه دربارۀ بنى قريظه و بنى نضير نازل شده است: و آنگاه كه كتابى از نزد خدا براى آنان آمد و آن تصديق مىكرد آنچه را كه به آنان نازل شده بود و آنها از قبل اظهار فتح و پيروزى كردند و چون آنچه را كه مىشناختند به آنان داده شد، به آن كفر ورزيدند. پس لعنت خدا بر كافران باد!»