28«و بندگان خداى رحمان، كسانىاند كه روى زمين به نرمى (و فروتنى) راه مى روند و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند، به ملايمت پاسخ مىدهند.»
در اين آيه، رفتارى چون «آرام راه رفتن» و «سخن ملايم گفتن» و «سلام» و «فروتنى» ، در برابر شرارت و پرخاشگرى اهل جاهليت قرار گرفته است.
2. آنگاه كه ابوذر مادر كسى را دشنام داد و به زشتى ياد كرد، پيامبر به او فرمود: «إنّك أمرءٌ فيك الجاهلية» 5 در اين جملۀ حضرت، دشنام و پرخاشگرى را از خصوصيتهاى جاهليت شمرده است.
3. در شعر معلقه عمرو بن كلثوم از شعراى جاهلى آمده است.
أَلاَ لاَ يَجْهَلَنَّ أَحَدٌ عَلَيْنَا
فَنَجْهَلَ فَوْقَ جَهْلِ الجَاهِلِيْنَا6
«هلا، كسى با ما سفاهت نورزد كه ما بيش از همه، خيره سرى و شرارت خواهيم كرد.»
از همۀ اين شواهد پيدا است كه يكى از معانى جهل - تندى و خيره سرى و بىخردى است.
اصطلاح جاهليت
از تفاسير مىتوان استفاده كرد كه عنوان جاهليت در قرآن، با بار مفهومى متفاوت، بر اعراب پيش از اسلام اطلاق شده است و در اينكه اين اصطلاح از چه زمانى رايج شد، از «اين خالويه» نقل است كه اين كلمه از مستحدثات اسلام است7 و به زمان قبل از بعثت گفته مىشود.8 عسقلانى نيز در شرح بر صحيح بخارى اين معنا را غالب شمرده است.9 از معاصران نيز برخى گفتهاند: با ظهور اسلام، اصطلاح جاهليت مطرح شد.10 ليكن از اشعار به جاى مانده از دوران جاهليت بر مىآيد كه مردم آن عصر، از اين كه خود را جاهل و خيره سر واهل شرارت و جاهل بنامند، هيچ باكى نداشتند، هم چنانكه پيشتر گذشت، شاعر عهد جاهلى، عمرو بن كلثوم در معلّقه خود گفته است:
أَلاَ لاَ يجْهَلَنَّ أَحَدٌ عَلَينَا
فَنَجْهَلَ فَوْقَ جَهْلِ الجَاهِلِينَا11
دوران جاهليت
در اينكه آيا عصر جاهليت شامل يك مقطع زمانى است؛ مثلاً 500 سال قبل از اسلام و آيا به محدودۀ معين جغرافيايى در جزيرۀ العرب گفته مىشود؟ يا اين كه جاهليت عبارت از آداب و رسوم و عقايدى است كه مىتواند در هر زمان و مكانى و در هر نژاد و مردمانى يافت شود.
شك نيست كه جاهليت، با همۀ جنبههاى شرك آميزش و اخلاق مبتنى بر عصبيت و خون خوارى و تبهكارىاش، به سالهاى قبل از اسلام گفته شده است.12 قرآن نيز در چهار مورد، از عنوان جاهليت نام برده و دليل اين نامگذارى بر آن عصر را دو چيز شمرده است:
1. رواج بت پرستى و جهل در ميان مردم آن زمان.
2. رواج دشمنى و خونريزى ميان عشاير و قبايل.
در تعيين محدودۀ زمانى عصر جاهليتِ قبل از اسلام، در متون دينى هيچ اشارهاى نشده ليكن عدّهاى فاصلۀ زمانى حضرت عيسى و بعثت پيامبر اسلام را، كه حدود پانصد و اندى سال است، دوران جاهليت قبل از اسلام شمردهاند.13
و نيز پژوهشگرانى از عرب، كه اهل ادب بودهاند، در تحقيقات خود از شعر جاهلى، محدودۀ زمانى آن را يكصد و پنجاه تا دويست سال پيش از هجرت دانسته و آن را عصر ظهور شعر جاهلى شمردهاند.14
به هر حال مىشود گفت جاهليت حالتى است كه عرب پيش از اسلام داشتند و نسبت به خدا، پيامبران، اديان يا معاد آگاهى نداشتند و بت مىپرستيدند و افتخار به انساب خود نموده و متكبر و خود خواه بودهاند.
مسيحيان نيز بر زمانهاى پيش از بعثت حضرت مسيح واژۀ جاهليت را اطلاق كردهاند و اين براى آن بودكه بگويندآنها از علم و ملكوت الهى دور بودهاند.15