83مناسك حج از سنن تمام انبيا، بهويژه حضرت ابراهيم (ع) بوده و همۀ اديان توحيدى به آن توجه داشته و عمل ميكردهاند. البته علل و انگيزهها مختلف بوده و اين علتها موجب شده است كه اين خاستگاه پالايش و تعاليخواه انسانها، در پشت ابرهاى تيره و تارِ تحريف و شرك و كج فهمى و. . . مهجور بماند.
پيش از بعثت، كعبه، مركز توحيد، محل نگهدارى بتها و مورد سوء استفادۀ قبايل امتياز خواه قرارگرفته بود و مناسك آن را طبق اميال و بر اساس منافع خود تغيير داده بودند تا آنجا كه در بعضى از مناسك، جز اسمى از حج باقى نمانده بود. بعضى را تعطيل كرده بودند و بالاخره روح شرك و نظامهاى قبيلهگرى و سرمايه دارى و جهل و تقليد كوركورانه و شهوت پرستى و تحريف، بر روح توحيد غالب شده بود.
روشن است كه روح تمام احكام عبادى، به ويژه مناسك حج، تقوا و پاكى از هرگونه شرك و آلودگى است. رسالت بزرگ پيامبر اسلام، زدودن غبار شرك و انحراف از كالبد اديان ابراهيمى و مبارزه با فرهنگ هاى منحط بود و با آموزش احكام و مناسك حج در آخرين سال عمرش، حج ابراهيمى (ع) را از بند اسارت جاهليت رهانيد و فرمود: «
خُذُوا عَنِّي مَنَاسِكَكُمْ» . 1تمام تلاش نبى گرامى (ص) احياى قوانين ناب الهى و فرهنگ سازى بر اساس عقل و فطرت و مبانى اعتقادى بوده است و در اين راه، هيچ كوتاهى نكرد. چهرۀ واقعى احكام الهى را بر طبق آياتيكه بر او نازل شده بود، بيان و اجرا كرد تا آنجاكه خداوند فرمود
:
(الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ ديناً)
؛ 2«امروز دين شما را كامل نمودم و تمام نمودم بر شما نعمت خود را و پسنديدم براى شما اسلام را.»
متأسفانه پس از رحلت پيامبر (ص) زمان هدايت و رهبرى كه آن حضرت تعيين كرده بود، از مسير خود خارج شد و فرايند مناسك حج همانند ساير اعمال دين براى مسلمين و جهانيان در پرده ابهام و نقصان پوشيده ماند. انسانها نتوانستند ميوۀ شيرين حج و ساير احكام الهى را بچينند؛ چون اعماليكه آلوده به شرك خفى و جلى باشد، عملى پاك و صالح نبوده و عملكرد مورد نظر را نداشته و صعودى نخواهد داشت: (إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه)
. 3اجازه داده نشد تا پرهيزكاران اموركعبه را به دست گيرند؛ زيرا عمل پرهيزكاران نتيجه بخش بوده و مورد قبول واقع مىشود؛ (إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقين)
. 4
بر حاكمان اسلامى است كه گرد و غبار هرگونه شرك خفى و جلى را از دامن حج بزدايند و حج ابراهيمى را به پا دارند؛ همانگونه كه امام على (ع) پس از به دست گرفتن زمام حكومت، در نامهاى به فرماندار مكه «قثم بن عباس» نوشت كه حج را اقامه نمايد: «
أَقِمْ لِلنَّاسِ الْحَج ّ
» . 5از اين كلام امام مىتوان استفاده كرد كه از زمان رحلت پيامبر (ص) تا زمان خلافت على (ع) حج اقامه نشده و حج جاهلى همچنان جارى بود. حج برگزار مىشد، بيآنكه اقامه شود؛ «
هَكَذَا كَانَ يَطُوفُونَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ» .