35مسجد ياد شده، ميقات كسانى است كه از مدينه به مكه مىروند. پيامبر خدا (ص) براى سه سفر عمره و يك سفر حج تمتّع، در اين ميقات مُحرم شدند:
1. در سال صلح حديبيه، كه نتوانستند عمره انجام دهند (سال ششم هجرى) .
2. عمرۀ انجام نشده (سال هفتم هجرى) .
3. فتح مكه (سال هشتم هجرى) .
4. حجّۀ الوداع (سال دهم هجرى) . 1
براى شناخت كامل منطقۀ ذوالحليفه، لازم است به نامهاى آن توجه و دقت شود. اين مسجد از مساجد بسيار مهم در بيرون مدينه بوده و به عنوان يكى از ميقاتها و مساجد احرام، اهميتى بسيار دارد و وجه نامگذارى آن به اسامى ياد شده، چنين است:
1. شجره، از آنرو «مسجد شجره» گفتهاندكه پيامبر خدا (ص) در اين مكان، كنار درختى بهنام «سَمَره» فرود آمدند و احرام بستند. 2
2. اِحْرام، از آن جهت «مسجد الإحرام» خوانده شد كه حاجيان براى تشرّف به مكۀ مكرمه، به تأسى از پيامبر (ص) ، در اين مسجد احرام مىبندند.
3. ذوالحليفه، «حُليفه» نام چشمۀ آبى بوده ميان منطقۀ «بنى جشم بن بكر» از هوازن و «بنى خفاجۀ العقيلين» كه پيامبر (ص) دوست داشتند براى پوشيدن احرام، كنار درختى در اين محل فرود آيند. 3
همچنين اين احتمال وجود دارد كه «الحليفه» از واژۀ «حلفا» و به معناى «نى» يا گياهى باشد كه در آب ميرويد و بدين جهت كه آن منطقه مسيل بوده و از اين گياهان ميروييده، به اين نام شهرت يافته است.
4. اَبيارعلى (ع) ، ازآن جهت به اين نام شناخته شدكه آنحضرت براى آبيارى نخلستانها، چاههاى فراوانى در اين منطقه حفر كردند و «ابيار» اسم است و جمع آن «بئر» يعنى چاه.
مرحوم فيروز آبادى كه در قرن هشتم آن را توصيف كرده، مىگويد: اين مسجد جز به نام «اَبيار على (ع)» شناخته نيست. 4
پيامبر خدا (ص) پس از اقامۀ دو ركعت نماز در اين مكان، احرام بستند و ندا سردادند:
«لَبَّيْكَ، اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ، لاَ شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ، إِنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْكَ، لاَ شَرِيكَ لَك لَبَّيْك» .
ابن زباله نقل كرده كه پيامبر (ص) هنگام انجام حج، زير درختى در اين مكان فرود آمدند كه در سالهاى بعد، در آنجا مسجدى ساخته شد. 5
ازمجموع مطالبيكه گذشت وبا مراجعه بهكتب تاريخى، فهميده ميشودكه «ذوالحليفه» منطقهاى وسيع بوده كه بعدها در آن، مسجدى به نام «مسجد شجره» (يا نامهاى ديگر) بنا كردهاند.
مورد اتفاق اهل تحقيق است كه در منطقۀ ذوالحليفه مسجد ديگرى بهنام «مسجد مُعَرَّس» نيز وجود داشته است. در توضيح آن گفتهاند: «مُعَرّس» به معناى محلّ خواب صبحگاهى است كه امروزه به «مسافرخانه» نيز اطلاق مىشود. در گذشته به محل استراحت كاروانهايى گفته مىشد كه پس از راهپيمايى شبانه، در يك سوم آخر شب، در آنجا به