36خواب و استراحت مى پرداختند و پس از انجام نماز صبح، به حركت خود ادامه مىدادند. 1
نقل شده كه پيامبرخدا (ص) در مكانى نزديك شجره تعريس كرده، نماز صبح را خواندهاند و پس از چندى، گِرد اين محل ديوارى كشيده شد و نام «مسجد مُعَرّس» به خود گرفت، امّا بعدها سيل آن را خراب كرده است.
به روايت عبدالله ابن عمر، آن حضرت از طريق مسجد «شجره» از مدينه خارج و از طريق «معرّس» وارد مىشدند. 2با گذشت زمان، بقاياى اين مسجد رو به ويرانى نهاد و جز چند تك سنگ چيده شده بر روى هم، از آن اثرى نماند تا اين كه در توسعۀ مسجد شجره، در دوران سعودى، آثار مخروبۀ آن نيز محو گرديد.
همچنين سمهودى در «خلاصۀ الوفا بأخبار دارالمصطفى» به نقل از اسدى مىنويسد: در ذوالحليفه دو مسجد است؛ مسجد بزرگى كه مردم از آن مُحرم مىشوند و مسجد معرّس كه در ناحيهاى از مسجد كبير، در پايان مصعد بيداء؛ يعنى در زير محلّى كه از آنجا به صحرا بالا ميروند و صعود ميكنند.
در آن نواحى، غير از مسجد ياد شده، كه در قبلۀ مسجد بزرگ است، مسجد ديگرى نيست و ميان اين دو مسجد، به اندازۀ انداختن يك تير راه بوده و اين مسجد را سيل خراب كرده است.
از ابن عمر نقل شده كه پيامبرخدا (ص) هنگام رفتن به حج يا عمره، در ذوالحليفه، زير درخت سمره فرود ميآمدند و چون بازگشتش از بطن وادى بود، شتر را در جانب شرقى وادى، روى ريگ مىخواباند و در آنجا خواب مىرفت تا آنكه صبح مىدميد. 3
*ميقات ذو الحُلَيفه در فتاوا
در اين بحث، نخست به فتاواى مراجع عظام تقليد ميپردازيم و آنگاه رواياتى چند ميآوريم:
1) فتاواى فقها
قولنخست: «پوشيدن احرام ازبيرون مسجد صحيح است.»
فتاواى بزرگانى مانند: صاحب جواهر، سيد محمد كاظم يزدى، فيروز آبادى، ميرزاى نايينى، شيخ عبدالكريم حائرى، آقا ضياء الدين عراقى، سيد ابوالحسن اصفهانى، شيخ محمدرضا آل ياسين، شيخ محمد حسين كاشف الغطا، سيد حسين بروجردى، سيد عبدالهادى شيرازى، سيد محسن حكيم، سيد محمود شاهرودى، سيد احمد خوانسارى، سيد ابوالقاسم خويى، سيد محمدرضا گلپايگانى، سيد على سيستانى، ميرزا جواد تبريزى، سيد موسى شبيرى زنجانى، شيخ لطف الله صافى و ناصر مكارم شيرازى.
قول دوّم: «بنابر احتياط واجب، بايد احرام از داخل مسجد شجره باشد.»
امام خمينى و آيت الله فاضل لنكرانى0 اين قول را پذيرفتهاند.
قول سوم: «وجوب احرام از داخل مسجد شجره است در صورت امكان، ولى براى معذور؛ مانند حايض، اينگونه آمده است: احرام از بيرون مسجد نيز كافى است.»
اين نظريه قول برخى از علما؛ مانند آيت الله بهجت (ره) است.