61
يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الأَغْنِياءِ مِنْكُمْ وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقاب للِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرينَ الَّذينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أَمْوالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً وَ يَنْصُرُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ وَ الَّذينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الإيمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَيْهِمْ وَ لا يَجِدُونَ في صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. 1
طبرى گويد: يهوديان، از جمله سلاّم بن ابى حقيق و كنانۀ بن ربيع بن ابى حقيق و حيى بن اخطب به خيبر و شام رفتند. 2
در تفسير قمى آمده است: برخى از آنها در فدك و برخى در وادىالقرى ساكن شدند و گروهى ديگر به شام رفتند. 3
«الصحيح» به نقل از «مناقب آل ابى طالب» نقل ميكند: «به أذرعات، أريحا، خيبر و حيره رفتند.» 4
افرادى كه به خيبر رفتند و در آنجا به عنوان مهترى پذيرفته شدند، نقش اساسى در تحريك احزاب داشتند. در شمار اينان «سلاّم» شخصيت برجستهاى داشت. او شمار زيادى از عربهاى قبيلۀ غطفان را پيرامون خودگرد آورد و جايزههايى براى جنگ با پيامبرخدا (ص) جهت آنها تعيين كرد. به همين دليل رسول الله (ص) يك گروه پنج نفرى را براى قتل سلاّم به خيبر فرستاد. اين گروه را عبدالله بن عتيك رهبرى ميكرد. وى زبان عبرى ميدانست و مادر رضاعياش در خيبر ميزيست. آنان با نقشهاى دقيق و با كمك مادر عبدالله توانستند درون خيبر نفوذ كرده، سلاّم را در درون خانهاش به قتل برسانند. يهوديان تلاش زيادى براى يافتن آنان كردند اما موفق نشدند. 5
حيى بن اخطب نيز از تحريك كنندگان احزاب بود و در كشاندن بنىقريظه به آن سرنوشت شوم نقش داشت. تفصيل آن در بررسى غزوۀ بنوقريظه - انشاءالله - خواهد آمد.
مبحث سوم: نكاتى در بارۀ غزوۀ بنى نضير
نكته 1- اگر بپذيريم كه غزوۀ بنى نضير، شش ماه بعد از بدرالكبرى و پيش از غزوۀ اُحد و بئر معونه بوده؛ به خصوص با توجه به اين كه اسامى افرادى كه در فاجعۀ بئر معونه به شهادت رسيدند در تاريخ آمده و اسامى افرادى كه پيامبر (ص) از زمينهاى بنىنضير به آنها بخشيدند نيز ثبت گرديده و از سويى دو تن از شهداى بئر معونه از كسانى هستند كه از زمينهاى بنىنضير به آنها داده شده؛ اين نظريه تقويت ميشود كه غزوۀ بنينضير پيش از بئر معونه رخ داده و شش ماه بعد از بدر بوده است.
پس چون غزوۀ بئر معونه (بنابراين قول) هنوز به وقوع نپيوسته، داستان عمرو بن اميۀ ضمرى و كشته شدن دو مرد عامرى به دست او و طلب ديۀ ايشان از بنينضير درست به نظر نميرسد و قول نخست كه قول مشهور است، از اين جهت دچار مشكل ميشود.
اما نظريۀ دوم (قول طبرسى و راوندى) نيز كه قرض گرفتن حضرت از كعب بن اشرف را مطرح ميكند، با توجه به شخصيت كعب كه شعرهايى بر ضدّ اسلام و مسلمانان و حتى زنان مسلمان ميسرود و نيز گفته شده كه همراه چهل نفر به مكه رفت و با قريش در كنار كعبه براى مبارزه با اسلام همقَسَم شدند، بعيد به نظر ميرسد كه پيامبر از چنين شخصى قرض بگيرد، مگر اينكه گفته شود هدف اصلى پيامبر (ص) از اين كار، ارزيابى ميزان تعهّد بنىنضير به عهدنامۀ خود با پيامبر بوده و پيامبر اين ارزيابى را تحت پوشش طلب قرض انجام داده است.
و اما قول سوم (نظريۀ صاحب تفسير قمى) كه ميگويد: پيامبر براى طلب قرض جهت اداى ديۀ دو مرد عامرى پيش آنها رفته بود، اشكال قول اول و دوم - هر دو - را دارد.
اما قول چهارم، (سخن زمخشرى در كشاف) خوب است ليكن از نظر زمانى بر روى آن اتفاق نظر وجود ندارد.
اما قول پنجم، خلاف مشهور است و از سويى خود نيشابورى در اسباب النزول، قبل از نقل اين قول، خلاف آن را از قول مفسران نقل كردهاست. 6
نكته 2 - الارشاد مينويسد: شب فتح، نبرد مختصرى روى داد و طى آن، ده نفر از بنى نضير كشته شدند و اين زمينۀ تسليم را فراهم كرد. 7به نظر ميرسد كه ميتوان ميان اين قول و قضيۀ كمين حضرت على (ع) و كشتن عَزْوك و همراهانش جمع كرد؛ به اين صورت كه هر دوى اينها يك قضيه است و زمينۀ تسليم را فراهم كرده و در تسليم بنىنضير نقش اساسى داشته است؛ زيرا اين فرد (عَزْوك) شجاعترين آنها بوده است. جمع ميان اين قول و حمل سخن