96و روى ابن شبۀ أيضاً أنّ فاطمۀ ]3[ قالت: «إنّى لأستحيى من جلالۀ جسمى إذا أُخرجتُ على الرجال غداً» . و كانوا يحملون الرجال كما يحملون النساء، فقالت أسماء بنت عميس رضى الله عنها: «انّى رأيت شيئاً يصنع بالحبشۀ فصنعت النعش» فاتّخذَ بعد ذلك سُنَّۀ.
وقد روى عن ابن عيّاش أنّ فاطمۀ ]3[ أوّل من غُطِّى نعشُها من النساء فى الإسلام ثمّ بعدها زينب بنت جحش صنع ذلك بها أيضاً.
و بهذا ثبت أنّ فاطمۀ ]3[ كانت تَعْرِفُ بأنّه تحمل من البيت بعد الموت لتدفن فى البقيع لذا كانت تستحيى أن تحمل مثل الرجال، فلمّا أخبرتُها أسماء بنت عميس بها يستر جسدها الشريف أثناء التشييع، حسَّنتْ ذلك، و لمّا توفّيتُ عملتْ لها أسماء هودجاً لتحمل فيه للدفن.
و لو كان المقرَّر دفنها فى بيتها الذى توفّيت فيه لم يكن هناك ما يقتضى أن تستحيى فاطمۀ ]3[ من حملها مثل الرجال و أن يُعمل لها هودج» .5
نيز مرحوم آيۀ الله كمرهاى در كتاب ملكۀ اسلام همين ايراد را به علاوه ايراد ذيل بر دفن در بيت، مطرح كردهاند :
دفن آن پيكر مطهّر در خانهاش مناسب نبوده است؛ زيرا قبر هميشه در معرض ديد و پيش چشم فرزندان صغير و كودكان عزيز آن بانوى بزرگ واقع مىشده و همواره داغ آنان را تازه مىكرده است. بنابراين، دفن در بيت از جنبۀ عاطفى نمىتواند توجيه شود 6.
شايد بتوان بر اين اشكال افزود: با توجه به زندگى روز مره در بيت، نمىتوان دفن در بيت را توجيه كرد؛ زيرا با توجه به احترام فوق العادۀ امير مؤمنان عليه افضل صلوات المصلّين براى همسر، و فرزندان براى مادر خود، زندگى در خانهاى كه قبر در آن است و موضع آن هم عمداً مخفى نگهداشته مىشود و معيّن نيست تا احترامش حفظ شود، مناسب نيست.
پاسخ همه اين اشكالات - با اينكه حضرت زهرا 3 در بيت خود و در جوار رسول الله 9 دفن شدهاند - آن است كه :
حضرت اميرالمؤمنين 7 و خانواده پس از رحلت پيامبر خدا 9 ، در خانۀ ديگرى - غير از خانۀ متصل به مسجد و حجرۀ پيامبر 9 - كه در غرب بقيع و از آنِ حضرت على 7 بوده است، زندگى مىكردهاند و حوادث هولناكِ پس از وفات پيامبر 9 در آن خانه اتفاق افتاده است. شواهد وجود چنين خانهاى براى حضرت امير 7 عبارتاند از :
الف) بنا به نقل سمهودى در وفاء الوفا، ابن شبّه يكى از قديمى ترين مدينهشناسان گويد :
«و اتّخذ علىُّ بن أبى طالب بالمدينۀ دارين؛ إحداهما دخلت فى مسجد رسول الله - صلّى الله عليه ] وآله [ وسلم - و هى منزل فاطمۀَ بنت رسول الله -صلّى الله عليه ] وآله [ و سلم - التى تسكن فيها، و الأخرى دار علىٍّ ]7[ التى بالبقيع، و هى بأيدى ولد علىٌّ ]7[ » .7
ب) ابن نجّار از برخى نقل مىكند :
«رأيت قبر الحسن بن علىّ بن أبى طالب ]: [ فى فم الزُقاق الذى بين دار نبيّه ]9[ و بين دار علىّ بن أبى طالب ]7[ » .8
ج) سمهودى درباره موضعى مى گويد :
«و أظنّه فى موضع دار علىّ بن أبىطالب ]7[ الذى اتّخذه بالبقيع» .9
د) درباره تخريب حجرۀ فاطمه 3 به دستور وليد، نقل كردهاند كه حسن بن حسن و همسرش فاطمۀ بنت الحسين : مجبور به ترك آن حجره و منتقل به خانۀ اميرالمؤمنين 7 شدند :
«فخرجوا منه حتّى أتوا دار علىّ ]7[ نهاراً» .10
بنابراين، مسلّم است كه حضرت امير 7 خانۀ ديگرى، غير از حجرۀ كنار مسجد داشته است؛ همچنان كه برخى از ديگر صحابه، علاوه بر بيت جوار مسجد، خانۀ ديگرى داشتهاند. گفتهاند كه پيامبر خدا زمينى را در غرب بقيع براى ساختن منزل تقطيع كرد و هر قطعهاى را در اختيار يكى از مهاجرين قرار داد؛ از جمله حضرت امير 7 و ابوبكر و عثمان، كه مرگ ابوبكر و قتل عثمان هم در همين خانههاى غرب بقيع رخ داد نه در بيوت همجوار مسجد .11
امّا دلايل و شواهد اينكه حوادث هولناكِ پس از رحلت پيامبر خدا و شهادت حضرت صدّيقۀ كبرى 3 در اين خانه اتفاق افتاده، متعدّد است؛ ازجمله :
الف) حضرت صدّيقۀ كبرى 3 هنگامى كه براى ايراد خطبه به مسجد آمدند :
«لاثَتْ خِمَارَهَا عَلَى رَأْسِهَا، وَ اشْتَمَلَتْ بِجِلْبَابِهَا، وَ أَقْبَلَتْ فِى لُمَۀٍ مِنْ حَفَدَتِهَا وَ نِسَاءِ قَوْمِهَا تَطَأُ ذُيُولَهَا، مَا تَخْرِمُ مِشْيَتُهَا مِشْيَۀَ رَسُولِ اللَّهِ 9 حَتَّى دَخَلَتْ عَلَى أَبِى بَكْر» .12