95د: سهم خيبر؛
ه: سهم ذى القربى از غنائم جديد.
آيا حضرت فاطمه 3 همۀ امور فوق را مطالبه كرد يا برخى را؟
2
- خطبۀ معروف به فدكيّه مربوط به كداميك از مطالبات بالاست؟ مسلّماً مطالبۀ ارث رسول خدا 9 درآن هست. علاوه بر آن آيا در خصوص فدك، آن حضرت جداگانه با ابوبكر محاجّه كرده است؟ چطور در متن خطبه از «فدك» با همين تعبير، سخنى نيست و عمدۀ احتجاج در خصوص ارث است. هرچند راويان زمان ايراد آن را پس از منع فدك مىدانند .1
3
- در صورتى كه بگوييم در خطبۀ فدكيّه، مطالبۀ فدك به عنوان «ارث» بوده است، چه چيزى باعث شد كه آن حضرت، از باب ارث آن را مطالبه كند با اينكه پيامبر خدا 9 در زمان حياتش فدك را به او بخشيده بود و پيش از وفات پيامبر خدا 9 دراختيار حضرت صدّيقه 3 قرار داشت؟ 4
- خطبۀ فدكيّه چند روز پس از رحلت رسول خدا 9 ايراد شده است 2 ؟ 5
- چرا در آن خطبه غرّا به صراحت سخنى از غصب خلافت و اعتراض به آن نيست؟ آيا كار از كار گذشته بوده است؟ آيا براى محكوم كردن خليفه، موضوع ارث كاراتر بوده است؟ و چطور در آن خطبه، استشهادى به حديث غدير و مانند آن ديده نمى شود؟ هرچند توبيخ شديد مهاجر و انصار و شمّهاى از فضايل حضرت امير 7 در آن موجود است. 6
- چرا حضرت امير 7 در دورۀ خلافت خود، فدك را برنگرداند؟ 7
- ماجراى حمله به بيت و احراق يا تهديد به احراق، چند روز پس از وفات پيامبر 9 روى داد؟ قبل از ايراد خطبه فدكيّه يا بعد ازآن؟ 8
- مدفن مطهّر حضرت زهرا 3 كجاست؟ آيا درست است كه مدفن آن حضرت در بيت او واقع در شرق مسجد و شمال حجرۀ پيامبر 9 مىباشد؟ 3 9
- مسلّماً براى اعتراض به دستگاه خلافت، حضرت زهرا 3 شبانه غسل، كفن و دفن شدند و خواستِ آن حضرت و نيز اميرالمؤمنين 8 بر اخفاى قبر مطهّر بوده است؛ ولى آيا بنا و خواسته معصومين : به عنوان سندى براى نارضايى حضرت صدّيقه 3 از خطبه در همۀ دورانها و اعصار، بر مخفى ماندن قبر تا ظهور حضرت حجّت - عجّل الله تعالى فرجه - بوده است؟ يا همانطور كه قبر حضرت اميرمؤمنان 7 سالها مخفى بود، ولى پس از رفع خطر و حصول غرض از اخفا، ائمّۀ هدى : محل قبر را مشخص كردند و خود و شيعيان به زيارت آن قبر مطهّر شتافتند، در مورد قبر حضرت صدّيقه 3 هم پس از مسجّل شدن غضب پارۀ تن رسول الله 9 بر خليفه و تأمين اين هدف عالى، ديگر داعى بر اخفاى قبر نبوده و ائمّه : مردم را به محلّ قبر مطهّر دلالت مىفرمودهاند؟ يا اينكه فقط نادراً و براى خواصّ اصحاب محلّ آن را مشخّص كردهاند؟ 10
- آيا حوادث هولناك و دردآور پس از وفات پيامبر خدا 9 در همين خانه - كه محلّ قبر حضرت صدّيقه 3 و متصل به مسجد و حجرۀ پيامبر خدا 9 است - رخ داد؟ برخى از اشكالها به اين موضوع را چگونه بايد پاسخ داد؟ از جمله فضل بن روزبهان در نقد سخن علاّمه حلّى درباره احراق بيت گويد : «من أسمج ما افتراه الروافض هذا الخبر، وهو إحراق عمر بيت فاطمۀ ]3[. . . و ذلك لوجوه سبعۀ :
الأول: إن بيت فاطمۀ ]3[ كان متصلاً ببيوت أزواج النبىّ، ومتّصلاً بالمسجد وقبر النبىّ ]9[ ، وهل كان عمر يحرق بيوت النبىّ ]9[ والمسجد والقبر المكرم؟ ! نعوذ بالله من هذا الاعتقاد الفاسد؛ لأنّ بيوتهم كانت متصلۀً معمولۀً من الطين والسعف اليابس، فإذا أخذ الحريق فى بيت، كان يحترق جميعَ البيوت والمسجد والقبر المكرّم .4
همچنين محمّد الياس عبدالغنى در مقام ردّ دفن در بيت و تأييد دفن در بقيع مىنويسد :
«توفّيتْ سيّدۀْ نساء أهل الجنّۀ فاطمۀ ]3[ فى بيتها الذى كان بجوار حجرۀ أُمّ المؤمنين عائشۀ و دفنتْ فى البقيع، و قيل: دفنتْ فى بيتها، و القول الأوّل هو الراجح والمعتمد. و يدلّ على ذلك يلى :
أوّلاً: أنّ فاطمۀ ]3[ كانتْ تستحيى أن تُحمَلَ بعد الوفاۀ كما يُحمَل الرجالُ بأن يُطرح عليها الثوب فيصف جسدها الشريف، و لَمّا رأتْ هودجاً عملتْه أسماء بنت عميس لتحمل فيه للدفن أوصتْ أن تحمل فيه بعد أن تموت، كما روى عن أُمّ جعفر أنّ فاطمۀ بنت رسولالله 9 قالت لأسماء بنت عميس: «يا أسماء إنّى قد استقبحت ما يصنع بالنساء. أنّه يطرح على المرأۀ الثوب فيصفها» . قالت أسماء: «يا ابنۀ رسول الله، ألا أُريك شيئاً رأيتُه بأرض الحبشۀ» . فدعت بجرائد رطبۀ فحنَّتها، ثمّ طرحت عليها ثوباً. فقالت فاطمۀ ]3[: «ما أحسن هذا و أجمله! تعرف به المرأۀ من الرجل، فإذا أنا مِتُّ فاغسلينى أنتِ و علىّ و لا تُدْخِلى عَلَىَّ أحداً. .» . فلمّا توفّيت فاطمۀ ]3[ جعلتْ لها أسماء مثل هودج العروس و قالت: «أمرتنى فاطمۀ ]3[ أن أصنع ذلك لها.»