83تا آنها كه از رفتن به داخل بقيع در مواقع معمولى محروماند بتوانند از اين فرصت استثنايى استفاده كنند و به داخل بقيع بروند. خود آقاى هاشمى رفسنجانى هم در شبهاى دوم و سوم بيرون ماندند تا خانمها بروند و زيارت كنند، سپس خود ايشان وارد بقيع شدند.
روز سوم اقامت در مدينه، مسؤولان ارشد دولت سعودى؛ از جمله وزير كشور، وزير همراه و مسؤولان امنيتى پيغام دادند كه امشب ما براى آقاى هاشمى رفسنجانى احساس خطر مىكنيم و بهتر است ايشان از رفتن به بقيع خوددارى كنند. نكتهاى كه روى آن تكيه مىكردند اين بود كه احتمالاً تعدادى از تندروهاى وهابى به داخل جمعيت نفوذ خواهند كرد و شعارهايى عليه شما خواهند داد تا احساسات مردم را تحريك كنند و درگيرى ايجاد نمايند و ممكن است جان شما در اين ميان به خطر بيفتد.
در مذاكرات و مشورتهايى كه عصر روز سوم صورت گرفت، نظر اطرافيان اين بود كه آقاى هاشمى رفسنجانى توصيه مسؤولان سعودى را بپذيرند ولى ايشان قبول نكردند و گفتند امشب بعد از زيارت حضرت رسول من در بين الحرمين مىمانم تا مردم به زيارت بقيع بروند و بعد از پايان زيارت مردم نوبت زيارت ما بشود و همين كار را هم كردند. شب چهارمكه آخرين شب بود، جمعيت فوق العاده زياد بود و همه چيز حكايت از اين داشت كه نگرانى مسؤولان ارشد سعودى چندان هم بى مورد نبود.
در اينجا شايد توضيح اين نكته لازم باشد كه آنچه در مدت حضور آقاى هاشمى رفسنجانى در مدينه، در مورد بقيع رخ داد، ورود زائران به بقيع به هنگام شب و بهويژه ورود خانمها به داخل بقيع بود. اين امتيازى است كه مخصوص زمان حضور آيت الله هاشمى رفسنجانى در مدينه است ولى امتيازى كه سفر عمرۀ قبلى ايشان براى زائران ايرانى ايجاد كرد و هنوز هم باقى است، اين است كه به خواست ايشان و دستور ملك عبدالله، اولاً نوبت عصر به باز شدن در بقيع و تشرف زائران به زيارت افزوده شد و ثانياً به خانمها هم اجازه داده شد به بالاى پلهها و ايوان بقيع بروند و از پشت نردهها به زيارت مشغول شوند امرى كه تا سال 1384 صورت نمىگرفت و از آن سال تاكنون پابرجاست.
* * *
از جمله خواستههاى آيت الله هاشمى رفسنجانى از ملك عبدالله در سفرهاى عمره، همواره اين بود كه سختگيرىهايى را كه مسؤولان و مأموران امر به معروف و نهى از منكر نسبت به خانمها در زيارت بقيع دارند از بين ببرد و كارى كند كه آنها هم فرصتى براى نزديك شدن به قبور مطهّر معصومين: داشته باشند.
پاسخ ملك عبدالله هم هميشه اين بود كه علماى ما ورود زنها به قبرستان را جايز نمىدانند و ما از اين نظر مشكل داريم. بههمين دليل درسفرهاى گذشته، مطالبۀ آقاى هاشمى رفسنجانى فقط در اين حد بود كه ملك عبدالله دستور بدهد خانمها تا بالاى پلهها و ايوان بروند؛ جايىكه به داخل بقيع چشم انداز دارد و از آنجا مىتوان قبور را ديد. اين همان خواستهاى است كه پذيرفته شد و از سال 1384 تاكنون به آن عمل مىشود. درگذشته نيز گاهى چنين مساعدتهايى صورت گرفته بود ولى معمولاً دوام نمىيافت.
در سفر امسال، آقاى هاشمى رفسنجانى مطالبات خود را افزايش دادند و خواستار ورود خانمها به داخل قبرستان بقيع و ساير قبرستانها واماكن زيارتى شدند. دربارۀ پاسخ ملك عبدالله بهاين خواسته، در آخرين بخش اين سلسله مقالات خواهم نوشت ولى اكنون لازم است به اين نكته اشاره كنم كه در ايام حضور آقاى هاشمى رفسنجانى در مدينه، در همۀ سفرها به اين خواسته عمل شده و خانمها به همراه خودِ ايشان وارد قبرستان بقيع شدهاند. خواستههاى ديگر؛ ازقبيل جلوگيرى از برخوردهاى خشن مأموران امر به معروف و نهى از منكر با زائران، در نظر گرفتن فرصت زمانى بيشتر براى زيارت بقيع، جلوگيرى از تخريب اماكن تاريخى - اسلامى، آزادسازى زندانيان ايرانى و. . . نيز از خواستهها بودند كه چون بيشتر آنها با نظريات علماى وهابى در تضاد هستند، به بعضى از آنها عمل شده و بقيه در كشاكش وعده و بررسى باقى ماندهاند. در اين سفر، ملك عبدالله قول داد دستور آزادى زندانىهاى ايرانى را كه به دلايلى از قبيل مواد مخدّر دزدى و اعمال خلاف اخلاق دستگير و محكوم شده بودند، صادر كند.
در بارۀ مسائل بقيع، نكات ديگرى هم وجود داشت كه طرفين مطرح كردند. ملك عبدالله از تندروىهاى بعضى مدّاحان ايرانى و رفتار نامناسب بعضى زائران گله كرد و آقاى هاشمى رفسنجانى هم از انتشار و توزيع كتابهاى ضدّ شيعه و اظهارات روحانيون وهابى افغانى الأصلى كه در بقيع مىايستند و حرفهاى بىربطى مىزنند و به اصطلاح زائران ايرانى را به زبان فارسى موعظه مىكنند كه مثلاً زيارت مردگان شرك است، درخت كاشتن در قبرستان حرام است، كسى كه مرده است بايد او را به حال خود رها كرد و از اين قبيل مطالب كه گوش كسى هم بدهكار آنها نيست، انتقاد كردند و خواستار جلوگيرى از اين كارها شدند.
امسال پديدۀ ديگرى هم اضافه شده كه گسترش حضور دستفروشها تا بالاى پلهها و ايوان بقيع و چند برابر شدن آنها در همۀ مكانهاى زيارتى؛ از قبيل مساجد سبعه و ذوقبلتين و اُحد است. اين وضعيت را در ديدار از مساجد سبعه بيش از هر جاى ديگر احساس كرديم، هرچند ورودى بقيع هم وضع مشابهى دارد.
حجت الاسلام حسينى شريف، نمايندۀ بعثۀ رهبر معظم انقلاب در عربستان معتقد بود اين يك شگرد است كه عمداً و با هدف سرگرم كردن زائران به خريد و بىتوجه شدن آنها نسبت به اماكن زيارتى به ويژه بقيع به كار گرفته شده و مىگفت با اين كه تذكرهايى هم دادهايم كارى براى مقابله با آن صورت نگرفته است. بعضىها مقدارى بدبينانهتر به اين پديده نگاه مىكردند و آن را يك اقدام براى مراقبت ونظارت مىدانستند ولى نظر ديگر اين بودكه اينها افراد فقيرى هستند كه براى آنكه كمكى به زندگيشان بشود آنها را بهاينجا آوردهاند. درعين حال همه در اين نكته اتفاق نظر داشتند كه وجود اين دستفروشها در اين اماكن به ويژه بقيع بههيچوجه قابل قبول نيست.