82بعد از نماز طواف به حِجر اسماعيل رفتم و دو ركعت نماز هم آنجا خواندم و ناگهان خود را چسبيده به پرده كعبه در زير ناودان طلا يافتم و درحال دعا. آيا اين نشانۀ پذيرفته شدن توسط صاحب خانه است.
از دو روز قبل در جلساتى كه با آقاى هاشمى رفسنجانى داشتيم، اين سؤال مطرح بود كه روز جمعه طبق برنامه به طائف برويم و شنبه عازم مدينه شويم يا سفر به طائف را حذف كنيم و عصر جمعه به مدينه برويم تا شب شنبه كه شب شهادت حضرت صديقۀ كبرى فاطمۀ زهرا3 است در كنار تربت ايشان باشيم. طبيعى بود كه براى همه ترجيح با حذف سفر به طائف و درك فضيلت همجوارى با تربت حضرت زهرا در شب شهادت باشد. برنامۀ رفتن به طائف هم البته براى ديدن باغى بود كه گفته مىشود پيامبر اكرم9 در جريان سفر تبليغى به آن منطقه و آزار و اذيتى كه ديده بودند به آن نقطه رفته بودند و آنجا اكنون به صورت يك باغ همچنان موجود است. در سفر اول آقاى هاشمى رفسنجانى از اين باغ ديدن كرده بودند.
در مكه هم آقاى هاشمى رفسنجانى خواستار رفتن به داخل كعبه نشدند و در جواب يكى از همراهان كه پرسيده بود آيا برنامهاى براى رفتن به داخل كعبه داريد؟ گفتند: در سفر اول عمره كه به داخل كعبه رفته بودم وقتى از كعبه بيرون مىآمدم در برابر عدۀ زيادى از مردم كه به ما نگاه مىكردند و آنها هم دلشان مىخواست مثل ما وارد كعبه شوند احساس خوبى نداشتم و به همين جهت ترجيح مىدهم اين كار را نكنم.
در سفر سال 1384 هم كه دومين سفر عمره آقاى هاشمى رفسنجانى بود با توجه به همين نكته از رفتن به داخل كعبه صرفنظر كرده بودند.
* * *
ساعت 3 بعد از ظهر عازم جده شديم و مستقيم به فرودگاه رفتيم و با يك هواپيماى سعودى به مدينه منوره پرواز كرديم. ساعت 5:5 بعد از ظهر به مدينه رسيديم و در هتل دارالايمان كه در شمال مسجدالنبى قرار دارد مستقر شديم.
خوشبختانه اينجا هم اتاق من به حرم مشرف است و گنبد خضراى رسول خدا چشم نوازى مى كند. چه صفايى دارد در خلوت تنهايى از هياهوى دنيا دور شدن و با حبيب خدا نجوا كردن.
ساعت 11 شب شنبه 18 خرداد كه شب شهادت حضرت فاطمه زهرا3 (سوم جمادى الثانى) بود براى زيارت به حرم نبوى مشرف شديم. هرچند حرم را براى آقاى هاشمى رفسنجانى خلوت كرده بودند ولى عدهاى از ايرانىها هم به همراه ما وارد حرم شدند. در قسمت روضه، كنار ضريح مطهر حضرت رسول9 نشستيم و ذكر مصيبتى توسط يكى از مداحان اهل بيت شد و بعد از زيارت و نمازهاى مستحبى در مكانهاى سفارش شده مثل ستون توبه و محراب حضرت رسول و. . . عازم بقيع شديم.
فقط آقاى هاشمى رفسنجانى ضريح حضرت رسول را بوسيدند. هم اين بوسه و هم آن ذكر مصيبت حضرت زهرا در كنار تربت پيامبر خدا كه شور و حال زيادى در حضار ايجاد كرده بود، مأموران امر به معروف و نهى از منكر را خشمگين كرد؛ بهطورى كه عصبانيت در چهرۀ آنها موج مىزد. يكى از آنها وقتى ديد آقاى هاشمى رفسنجانى صورت خود را به ضريح نزديك مىكنند حركتى كرد تا طبق عادتىكه دارد و نمىگذارد كسى ضريح را ببوسد، مانع ايشان هم بشود ولى خيلى سريع متوجه موقعيت شد و خود را پس كشيد، هرچند نتوانست خشم شديد خود را پنهان كند.
وقتى به طرف بقيع حركت كرديم جمعيت ايرانىها هر لحظه زيادتر مىشد. زائران ايرانى در بين الحرمين آقاى هاشمى رفسنجانى را در ميان گرفتند و با شعارهاى: «هاشمى هاشمى خدا نگهدار تو - صلّ على محمد بوى خمينى آمد - صلّ على محمد ياور رهبر آمد» ايشان را تا بقيع همراهى كردند. مأموران سعودى در مغتسل را براى ورود به بقيع در نظر گرفته بودند. شايد يك علت اين بود كه اين در كوچك تر است و كنترل جمعيت براى جلوگيرى از ورود افرادى كه عضو هيأت همراه نيستند آسانتر بود. بين مغتسل و قبرستان هم يك در ديگر وجود دارد كه آنهم كوچك است و كنترل را آسانتر مىكند.
برخلاف پيش بينى مأموران وقتى به در مغتسل رسيديم، جمعيت - كه حالا ديگر زيادتر هم شده بود - به قدرى فشرده و منسجم هجوم آورد كه هيچ كارى از مأموران بر نمىآمد. مأموران تلاش كردند بلافاصله بعد از ورود آقاى هاشمى رفسنجانى و تعدادى از همراهان، در را ببندند ولى مردم كه اينجا شعارهايشان عوض شده بود و درحالى كه شور و حال غيرقابل توصيفى داشتند با فرياد «يا زهرا» به پيش مىرفتند به همديگر گفتند «نگذاريد در را ببندند» و سيل جمعيت وارد مغتسل شد و همين موج ايجاد شده، از بسته شدن در دوم هم جلوگيرى كرد و زن و مرد وارد بقيع شدند.
بقيع در آن نيمه شب پرسوز و گداز كه گريۀ خانمهاى ايرانى فضاى آن را دگرگون كرده بود، بسيار حزن انگيزتر و معنوىتر از آنچه هميشه هست شده بود. اصلاً نمىشد فهميد اين زنها كه گريه مىكنند اشك شوق مىريزند كه توانسته اند وارد بقيع شوند يا اين اشك وجود حزن آلود آنهاست كه بعد از قرنها محروميت اكنون آب مىشود و خاك تفتيدۀ بقيع را نمناك مىكند. راستش را بخواهيد ما هم نمىدانستيم تربت فاطمه زهرا3 را در حرم نبوى كه در ذكر مصيبت شب شهادتش حضور داشتيم زيارت كردهايم يا اكنون در بقيع بايد جگر گوشۀ پيامبر را زيارت كنيم.
شب هاى دوم و سوم جمعيت همراه آقاى هاشمى رفسنجانى چند برابر شد و در غلغلهاى كه براى ورود به بقيع در نيمه شبهاى فاطميه برپا مىشد، كسى به كسى نبود و همراهان ايشان معمولاً پشت در مىماندند و مردهاى زائر هم سعيشان بر اين بود كه راه را براى زنها باز كنند